responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 250


گفتند : از روى درستى نزد ما آمده‌يى و اين سخنان را مىگويى يا مزاح مىكنى ؟ . گفت : بلكه پروردگار شما آفريدگار آسمانها و زمين است ، و اوست كه آنها را آفريده و من نزد شما به اين مطلب يكى از گواهان هستم . به خدا سوگند هر گاه باز گشتيد انديشه‌يى بر بتهاى شما خواهم كرد . سپس همهء آنها را بشكست و پاره پاره كرد مگر كلان بت را كه شايد بدان باز گردند . البته ايستادگى تنى در مقابل هزاران دشمن خدا كمال دلاوريست . خدا در قرآن گفته : ابراهيم انسانى بردبار و خدا ترس و بازگشتكننده به خدا بود . سپس جوانمردى ست و بيان سرگذشت مهمانان ابراهيم است . بعدا كناره‌گيرى وى از خاندان و خويشان خود است . چنان كه در قرآن گفته : من از شما و آنچه جز خدا مىپرستيد كناره مىكنم تا آخر آيه . و ديگر دستور به نيكى و بازداشت از بديست . چنان كه در قرآن گفته : اى پدر چرا چيزى كه نمىشنود و نمىبيند و سودى ندارد آن را مىپرستى ؟ . اى پدر مرا دانشى داده‌اند كه به تو نداده‌اند ، مرا پيروى كن تا تو را به راه راست رهنمايى كنم . اى پدر ديو را مپرست . چون كه ديو گناه كار درگاه خداست . اى پدر مىترسم شكنجهء خداى به تو رسد و با ديو يار باشى .
ديگر دفاع از بديست به نيكى براى آنكه چون پدرش به وى گفت : آيا از خدايان من رو گردان هستى ، اى ابراهيم ، من ترا سنگسار مىكنم . دور شو از نزد من . در پاسخ پدر خود گفت : من به اين زودى از پروردگار خود براى تو آمرزش مىخواهم ، چون كه او به من مهربانست . ديگر توكل است و بيان آن در گفتهء خدا در قرآن آمده : آن خدايى كه مرا آفريده و رهنمايى كرده و آنكه مرا مىخوراند و سيراب مىكند و هر گاه بيمار گردم تندرستى مىدهد ، آنكه مرا مىميراند سپس زنده مىگرداند ، آنكه اميدوار هستم روز پاداش لغزشهاى مرا ببخشد ، بعدا منصب فرمانروايى و پيوستن به مردمان شايسته و نيك چنان كه در قرآن گفته : پروردگارا به من مقام فرمانروايى ده و مرا به نيكان پيوسته گردان .
مقصود وى از نيكان آناناند كه جز به فرمان خدا داورى نكنند و به رأى و قياس كار ننمايند . اين درخواست براى آن بود كه دليلهاى خدايى كه پس از وى مىآيند . به راستى و درستى او گواهى دهند .
چنان كه در قرآن گفته : خدايا در آيندگان مرا به راست گفتارى نشان ده . مقصود وى آن است كه اين امت با فضيلت بود خدا در خواستش را پذيرفت و براى او و پيامبران ديگر نماينده و زبان راستگويى در امت آخر زمان قرار داد و آن على پور ابى طالب است و اين همان است كه در قرآن گفته : و ما براى آنان زبان راستگويى قرار داديم .
ديگر امتحان جايىست كه وى را در منجنيق گذاردند و به آتش افكندند . ديگر آزمايش در فرزند است كه دستور داده شده كه فرزند خود اسماعيل را قربانى كند . ديگر آزمايش در خانواده است كه خدا همسر وى را از دست عزازهء قبطى كه در سرگذشت گرفتارى او نام برده‌اند رها ساخت . ديگر شكيبايى

250

نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 250
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست