نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 370
كه او بسيستان محبوس بود و حاجبى چند كه امير جغرى [1] گرفته بود بدل كردند ، و روز پنجشنبه بيست و يكم از صفر سنهء احدى و اربعين به شهر اندر آمد ، و شهر آئين بستند و مردمان سيستان نشاط كردند بسيار و صدقها دادند ، باز سوى هرى بازگشت ، روز چهار شنبه سديگر [2] جمادى الأولى هم اندرين سال ، و باز از هرى باز آمد و شب شنبه بيست و ششم از ذى القعده سنهء احدى [ و ] اربعين و اربعمائه به شهر اندر آمد . و يوسف يعقوب صابر كمرى ، با جعفر صاير را و پسران را بكشت ، و سراى ايشان غارت كرد ، و امير بو الفضل تاختن كرد و او را بگرفت [3] روز آدينه هفدهم ربيع الاول سنهء اثنى و اربعين و اربعمائه ، و اندر ساعت فرمان داد تا بر ميان دو نيم كردند . خبر وفات ابى جعفر احمد بن منصور بن احمد مولي امير المؤمنين نور الله حفرته اين امير احمد پسر امير با نصر بود ، مردى از گردان عالم كه اندرين اركان دولت هيچ مردى بشجاعت و سخاوت و تواضع و نيكو عهدى وى نبود ، با صورت تمام ، كه چنو بخشنده و نانده اگر گوئى كه هرگز بسيستان بر نيامد پس از امير طاهر بو على ، چنين قضا كرد ، [ كه ] شب چهار شنبه بيست و نهم از ربيع الآخر سنهء اثنى و اربعين و اربعمائه فرمان يافت ، و نه روز همه سيستان بدلى دردمند و چشمى گريان ، خاص و عام
[1] در اصل ، امير جعفرى نوشته شده ولى شك نيست كه چغريست ، و او داود برادر طغرل بيك و صاحب مرو و بلخ است . [2] سديگر - يعنى سوم . [3] يعنى يوسف يعقوب صابر را بگرفت نه بو نصر را ، چه بو نصر را بعدها زنده بينيم .
370
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 370