responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 369


حاجب مودود جاسوس بر وى داشت ، از بست با دو هزار سوار جريده تاختن آورد و او را بدرهء هندقانان بگرفت ، و اندر جمادى الأخر [ ى ] هم اندرين سال بيامدند هم از سپاه بسيستان زيانها كردند ، و در كركوى بستدند ، و بسيار مردم بكشتند گبر و مسلمان و غارت كردند ، و بكاشن شدند ، خانه [1] كاشن حصار داشتند ، بستدند و گروهى مردم كشتند و گرفتند و غارت كردند ، باز بپاى حصار آمدند ، و با امير بو الفضل ديدار كردند و گروهى بحصار برآمدند و صلح گونه ساختند ، آخر برفتند و امير با نصر را ببردند بغزنين و آنجا محبوس كردند .
كشته شدن ارتاش و اندر سنهء سبع و ثلثين و اربعمائه ارتاش با سپاهى بزرگ برفتند كه بغزنين شوم ، و سپاه مودود بيامدند و حرب كردند و ارتاش بهزيمت بازگشت و بشارستان آمد و آنجا فرود آمد ، و اندر سنهء ثمان و ثلثين بيغو باز آمد و ارتاش بسيستان ، و باز اندر سنهء تسع و ثلثين فقيهين عبد الحميد و عبد السلام را امير بو الفضل خلاص كرد روز دوشنبه بيست و دويم از رجب سنهء تسع و ثلثين و اربعمائه و حبس ايشان شش سال و يك ماه بود ، و امير احمد كوتوال را اندر روزگار حصار خلاص كرد و امير كنك را فرمود تا بر كشيدند بر قلعهء ارگ [ و ] قاضى با سعيد پسر قاضى بو الحسن بگريخت و بمكران شد و آنجا فرمان يافت ، و ارتاش اندر سنهء اربعين و اربعمائه كشته شد بطبس بر دست غلامان از آن امير بو العباس درهى .
خلاص يافتن امير با نصر و امير با نصر خلاص يافت ، بسبب خواجهء سعيد پسر [2] احمد حسن ميمندى



[1] افتادگى دارد . يا : مردم كاشن خانه حصار داشتند
[2] در اصل كتاب بين « خواجهء سعيد » و جملهء بعد عنوان فصل قرار داده شده : « كشته شدن ارتاش و خلاص يافتن امير با نصر » و فصل بعد بدين طريق آغاز شده : « پس احمد حسن ميمندى » و معلومست كه جملهء آخر فصل بالا و جمله اول فصل بعد بهم متصل است ، و لفظ « پس » نيز غلط است و بايستى « پسر » باشد ، چه احمد حسن ميمندى در اين وقت زنده نبوده و در سنه 423 وفات يافته است و گويا اصل جمله : « خواجهء سعيد عبد الرزاق پسر احمد حسن ميمندى » بوده است ، چه اين خواجه ابو الفتح عبد الرزاق بن احمد بن حسن در آخر روزگار مودود بوزارت نشست و سفرى جنگى هم حسب الامر امير مودود بسيستان كرد كه سلاجقه را از آن ولايت بيرون كند ( كامل ج 9 ص 193 ) و در همان سفر بود كه مودود به درد قولنج در غزنين بمرد ( 441 ) و معلوم مىشود خواجه در آن محاربت اسير افتاده و بعد با ابو نصر مبادله شده است - بالجمله عنوان فصل مذكور را دو حصه كرده هر يك را بجاى خود قرار داديم .

369

نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 369
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست