نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 368
هر دو گروه كشته شد و ياران سرهنگ طاهر محمد سجزى برگشتند ، و بو نصرى و سپاه مودودى اندر آمدند ، امير بو الفضل بر حصار شد ، و ايشان غارت كردند ، و بسيار مردم بكشتند ، و آن كردند كه اندر دار الكفر نكنند ! اول حصار ازين روز بود و هر روز بدرهاء حصار حرب سخت ميكردند ، و همى [ كشته ] گشت از هر دو گروه چهار ماه - صد و بيست روز - تا امير بو الفضل بخراسان نامه كرد نزديك ارتاش ، و او رفته بود بما وراء النهر كه آنجا تركمانان را حربى بود ، ز آنجا برفت و آخر ذى القعده سنهء ثلث ، هيچكس را خبر نبود - نه بر حصار و نه فرود - تا او با سپاه فرا رسيد ، و سپاه مودود بدر شهر شده بودند و لشگر جاى آنجا برده ، به امداد ارتاش و سپاه فرا رسيدند ، و يك ساعت حرب كردند ، و مرد شارستان با امير بو الفضل فرود آمد ، و سپاه مودود بهزيمت برفت ، و گرفته شدند و كشته ، و مردند از تشنگى اندر بيابان ، تا از آن مردم اندكى ببست رسيد و قيماس و حاجبان گروهى از زرين كمران ، و بو سعد جيمرتى را امير بو الفضل بردار كرد بر قصر يعقوبى ، و ارتاش سپاه برگرفت و سوى بست رفت ، بر پى سپاه [ مودودى ] و امير بو الفضل با او برفت و مردم پياده ، و حصار هاء بست بستدند و غارت بسيار كردند و اندر ربيع الاوّل سنهء اربع و ثلثين و اربعمائه بازگشتند از آنجا . گرفته شدن امير با نصر [1] بر دست طغرل و بيغو ديگر راه بسيستان آمد اندر ماه ربيع الآخر و ز آنجا بازگشت و بخراسان شد و امير با نصر بخراسان شد و خاتون را بزنى كرد و يك چند ببود ز آنجا بازگشت ، طغرل [2]
[1] امير با نصر منصور بن احمد مولى امير المؤمنين برادر امير ابو الفضل نصر بن احمد صاحب سيستان است . [2] ابن اثير در كامل مينويسد كه طغرل غلام و حاجب امير مودود از امير مودود هر چه درخواست كرد كه سپاه به دو دهند تا بتركمانان حمله كند نپذيرفت و عاقبت بعد از فوت مودود 441 و نشستن امير عبد الرشيد بامارت باز طغرل خواهش خود را تجديد كرد و عبد الرشيد هزار سوار به دو داد و او بسيستان در آمد و بيغو و ابو الفضل را بر در شهر سيستان هزيمت كرد ( كامل ج 9 ص 201 - 202 ) ولى از اين تاريخ معلوم مىشود كه روايت كامل كامل نيست .
368
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 368