نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 361
و امير سپهسالار اندر گذشته بود [1] ، اندرين سنه ثمان عشرة و اربع مائه حسنك نشابورى [2] بفرمان سلطان محمود بسيستان آمد و عزيز فوشنجه را بر خويشتن [ آورد ] ليلة السّبت الثّانى من جميد [ ى ] الأولى اندرين سال بقصبه اندر آمد ، و بو منصور را معزول كرد و عزيز را بعاملى بنشاند . عمل عزيز محمد فوشنجى و عزل خواجه بو منصور خوافى روز سه شنبه نهم رجب سنة ثمان و عشرة و اربعمائه و بو منصور را به حضرت بردند ، و اندر شوّال اين سال نرخ گران شد ، كيلى گندم بهفت درم شد ، و بو منصور خوافى فرمان يافت اندر سنهء تسع عشرة و اربعمائه ، و اندر سنهء عشرين تگرگ بسيار آمد بسيستان چنانك مرغان اندر زره بسيار بمردند و بگرفتند كه بال ايشان شكسته بود ، و يكى از آن تگرگ بر كشيدند ده درم سنگ بود ، و عزيز مردى راست بود اندر عمل ، اما گشاده دست شايگان [3] نبود و كارها بر خويشتن و بر
[1] مراد از امير سپهسالار - امير نصر بن ناصر الدين سبكتكين برادر محمود است كه در حيوة برادرش درگذشت . [2] و هو ابو على حسن بن محمد الميكالى معروف به ( امير حسنك ) آخرين وزراى سلطان محمود است و سلطان ابتدا رياست نيشابور را بوى داد و او در انتظام آن خطه هنر و جربزه و كفايت از خود بروز داد و بدين عمل در چشم سلطان عزيز شد و كارهاى ديوان غزنين بوى ارجاع گرديد و عتبى در آخر كتاب خود وصفى بليغ از وى كرده ، عاقبت در بين سنه 421 و 422 در بلخ بدست سلطان مسعود و بتحريك و اغراء ابو سهل زوزنى مصلوب شد . [3] ظ : و شابگان - شايگان را چندين معنى كردهاند و يكى از آن گشادگى و فراخى و فراوانى است و ظاهرا در اينجا اين معنى مراد است .
361
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 361