نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 353
كه مرا ثقل و بنه [ است و ستورى بايست كه كالا و ] حرم من برگيرد ، سلطان بفرمود تا پنجاه استر و پنجاه شتر او را دادند تا آنچه خواست از زر و سيم و جواهر برگرفت و برفت سوى خراسان ، و حاجبى با او بفرستاد تا خدمتى كند او را و علفه و آنچه بايد راست دارد تا به مقصد رسد انشاء الله [1] . ( صافى شدن پادشاهى سيستان ) سلطان عالم عادل يمين الدوله ابو القاسم محمود بن سبكتكين را روز يكشنبه در صفر سنهء ثلث و تسعين و ثلثمائه [2] و محمود ز آنجا بر گرفت و به شهر آمد و بكركنك فرود آمد ، و مقصود آن بود كه شهر و عمل سيستان طاهر زينب را دهد ، و از طاهر پرسيده بود كه اندر سيستان كيست كه بر قول او اعتمادست ؟ طاهر گفته بود : فقيه بو بكر نيهى ، چون كارها قرار گرفت و عهد طاهر خواست كه فرمان دهد تا نبشته آيد بولايت سيستان ، بو بكر نيهى را بخواند و گفت ازين كسها طاهر زينب را اختيار كردهام كه سيستان بدارد از جهت
[1] عتبى در اينجا بملاحظهء حشمت يمين الدوله كه ولى نعمت وى بوده راه اغراق پيموده و گويد : « و اقبل خلف بن احمد على بذله الجايزة حتى استوذن له على السلطان ففعل و اهوى الى الارض شيبته - البيضاء . . . الخ » ليكن ابن اثير ( 9 ص 60 ) با اينكه اين اخبار را بقول خودش از قول عتبى نقل كرده اين قسمت كه خلف به خاك افتاده و ريش سپيد به خاك سوده باشد ننوشته . ديگر عتبى قضيهء پسر كاكوى را ذكر نميكند و مينويسد كه : خلف رفتن بجوز جانان را اختيار كرد و او را بدانجا فرستادند و پس از چندى مراسلات وى بايلك خان بدست افتاد و خلف بن احمد را بقلعهء جردين فرستادند . . . الخ و عجب اين است كه عتبى با وجودى كه خود معترف است كه طاهر آخرين فرزند خلف بوده ، ميگويد پس از آنكه خلف در رجب 399 در قلعه جردين فرمان يافت سلطان ما ترك او را بفرزندش ابى حفص بگذاشت ، و ابن اثير هم عين اين خبر را از عتبى نقل كرده است ! [2] اينجا در حاشيه با خط اصل كتاب نوشته شده است : و درين وقت كواكب بدين مواضع بودهاند : زحل [ محو شده . . ] ( 15 درجه ) مشترى - حوت ( 18 درجه ) مريخ - دلو ( 26 درجه ) شمس - [ محو شده . . ] . . ميزان ( توضيح آنكه درجات در اصل كتاب رمز بود ) .
353
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 353