responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 350


خاندان بسبب كينه كشيدن او منقطع گردد ، چه هر كس كه دولت از او بگردد او را راههاء كژ نمايد تا آن ملكت و دولت برود ، امير طاهر فرمان نكرد و بر [1] گروهى اندك برفت ، و بپاى حصار فرود آمد و به پدر كس فرستاد كه اينك من آمدم ، و بر نشست و بدر حصار شد ، پدر چون او را بديد از دور ، هم از آنجا فرود و پياده شد ، و تتبوى مهتر و تتبوى كهتر دو زنگى بودند از مبارزان ، امير خلف هر دو را از پس در حصار متوارى كرده بود كه چون من او را اندر برگيرم [ و گويم ] كه الحمد للَّه ، شما بيرون آئيد و با من يارى كنيد تا او را اندر حصار آرم ، امير طاهر چون پدر را پياده ديد و شكوه پدرى در دل او بود ، از اسب فرو جست و زمين بوسه داد و سبك فراز وى شد ، و پدر او را اندر برگرفت و الحمد للَّه بگفت ، تتبويان بيرون جستند و او را محكم كردند كه هيچ سلاح با وى نبود و بدل هيچ غش نداشت و عهدها گرفته بود و سوگندان خورده ، و امير خلف هم عهد كرده بود و سوگندان مغلَّظه خورده ، اما خلاف كرد و او را بر قلعه برد و بند بر نهاد و سپاه كه برو بودند بهزيمت بقصبه آمدند ، و او رحمة الله عليه اندران بند فرمان يافت - روز دو شنبه بود چهار روز گذشته از جمادى الأولى سنهء اثنى و تسعين و ثلثمائه ، و تمام شدن و گذشتن آل عمرو و يعقوب اندرين روز بود ، كه هنوز پس از آن هيچكسى را از يشان دولتى [ نبوده است ] و ايزد تعالى داند هر كه باشد ، و مردمان سيستان و سپاه طاهر و عيّاران ، شهر حصار گرفتند و از بيم امير خلف شعار سلطان محمود پيدا كردند و بانگ محمود كردند [2] .
حصار گرفتن بر نام سلطان محمود ، عيّاران سيستان و با سعيد حسين سرهنگى بود بدر طعام طبل برباره برد و همى زد و بانگ



[1] بر بمعنى : با .
[2] بانك محمود كردند ، باصطلاح امروز يعنى « زنده باد سلطان محمود » گفتند و هوادارى وى آشكار كردند ، و مراد محمود سبكتكين است .

350

نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 350
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست