نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 325
امير خراسان . امير بو جعفر ، بو الفتح را سپهسالار كرد و كارها بر دست بو الفتح همى رفت ، و بزرگ گشت و مردى جلد بود و با خر [ د ] ، باز ابو الحسين طاهر بن محمد بن محمد بن ابى تميم [1] دستورى خواست و بخراسان شد ، و آنجا بر دست وى كارها بسيار رفت و خدمتها كرد امير خراسان را ، و سببها بود او را كه بجايگاه باز گفته آيد انشاء الله و بسيار چيز عطا داد و نام وى به مردى اندر خراسان بزرگ گشت ، و بدرگاه امير خراسان ببود و آنجا خلعت و ايجاب [2] بسيار يافت و معروف گشت و ز آنجا با بزرگى بسيستان باز آمد و امير با جعفر پذيرهء او باز شد و او را با مرتبهء بزرگ به شهر اندر آورد ، و شش ماه اينجا ببود و روز و شب بمجلس او بود و خلعتها داد و نيكوئيها كرد با او ، باز بست او را داد و آنجا شد و آنجا اهل علم بسيار بود و طاهر علم دوست بود و روز و شب بدان مشغول گشت و علما و فقهاء بست را روز و شب نزديك خويشتن داشتى و مناظره كردندى اندر پيش او واو اندران سخن گفتى . باز ميان مردمان اوق [3] تعصّب شنگل و زاتورق افتاد اندر سنهء احدى و اربعين ، و بو الفتح آنجا شد و ايشان را از آن زجر كرد ، باز بو الفتح را خلاف افتاد بسبب تازى مندرك و عاصى شد و از شهر بيرون شد و بكركوى شد و ز آنجا بقوقه [ 2 ] شد ، و امير بو جعفر ، رزدانى را و سپاه را بطلب او فرستاد ، و بو الفتح بازگشت و بجروادكن [ 3 ] آمد و آنجا مردم غوغا با او جمع شد ، باز بو العباس را پسر طاهر بن محمد بن عمرو بن اللَّيث آنجا بيعت كردند ، گفتند اين پادشاهى نيمروز را سزاوارتر از امير بو جعفر كه پدر بر پدر پادشا و پادشا زادست و امير بو جعفر پادشا زاده از جهت مادرست ، و [ مردمان ] بسكر [ 3 ] هم اندر بيعت يكى شدند ، و بو الفتح بسپاه سالارى او بايستاد ، و سپاه
[1] در نسب و نام اين مرد اختلافهاست ، همين كتاب در صفحات بعد او را گاهى ابو الحسن بن طاهر بن ابى على التميمى و گاهى ابو الحسين طاهر بن محمد بن محمد بن ابى تميم و گاهى طاهر بو على نوشته . عتبى و كامل كه عينا از عتبى نقل كرده ( ج 8 ص 185 ) طاهر بن الحسين ، و پسر او را حسين بن طاهر بن الحسين ، آورده ، و گرديزى ( ص 47 ) او را على بن طاهر التميمى و در صفحه ( 50 ) پسر او را حسين بن طاهر نوشته . و تاريخ بخارا ( نرشخى چاپ پاريس ص 104 ) طاهر بن حسين ناميده . و اخبارى كه درين كتاب از اين مرد آمده در هيچ تاريخ به اين تفصيل ديده نشد و بىاندازه مفيد است . [2] كذا . . . ؟ ظ : ايجاب . [3] ناحيهاى بوده از سيستان .
325
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 325