نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 324
و ما اين شعر بدان ياد كرديم تا هر كه اين شعر بخواند امير با جعفر را ديده باشد كه همه چنين بود كه وى كفتست ، و اين شعر اندر مجلس امير خراسان و سادات ، رودكى بخواندست ، هيچكس يك بيت و يك معنى ازين كه درو گفته بود منكر نشد ، الا همه بيك زبان گفتند كه اندرو هر چه مديح گوئى مقصر باشى كه مرد تمامست ، چون شعر اينجا آوردند ، ده هزار دينار فرستاد رودكى را ، و شراب دار امير خراسان را كه آن يادگار آورده بود خلعت داد و عطا و باز گردانيد ، و قصّه دراز نمىكنم اندر حديث او كه كتاب دراز گردد كه فضايل او را خاصه از ميان بزرگان سيستان دو مجلَّد چنين بايد ، و هم گفته نيايد . اما از آن هر مهترى بر اختصار فصلى ياد كرده همى آيد ، و صانع [1] بلخى اندر رباعيات خويش اين قصّهء ماكان و مير شهيد ياد كردست ، چنان كه ياد كنيم : ( بيت [2] خان غم تو پست شده ويران باد * خان طربت هميشه آبادان باد همواره سرى [3] كار تو با نيكان باد * تو مير شهيد و دشمنت ماكان باد [4] و شعراء تازى اندرو شعر بسيار گفتهاند ، اما شرط ما اندرين كتاب پارسى است مگر جاى كه اندر ما نيم و پارسى يافته نشود . باز امير بو جعفر پسران طاهر اصرم را محبوس كرد و محمد بن حمدون را و بو العباس عمير را بشكر [5] فرستاد ، باز محمد بن حمدون بخراسان شد به خدمت
[1] صانع صايغ ؟ و اين شخص معلوم نشد كيست . . . [2] كذا . . . و بايست رباعى بنويسد . [3] ياء علامت اضافه است ، يعنى سر كار تو . [4] از مصراع اخير پيداست كه اين رباعى بعد از مرگ احمد بن محمد گفته شده است . و شايد در مدح خلف بن احمد گفته باشد ، و يا بجاى مير شهيد ، مير سعيد كه مراد امير نصر بن احمد باشد . [5] در اصل مركز دوم بى نقطه است و در اين كتاب غالبا ( بسكر يا بسكو ) ضبط شده .
324
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 324