نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 321
باز بروز نبرد و كين و حميّت * گرش ببينى ميان مغفر و خفتان خوار نمايدت زنده پيل بدانگاه * ور چه بودمست و تيز [1] گشته [ و ] غرّان ورش بديدى سفنديار گه رزم * پيش سنانش جهان دويدى [ و ] لرزان [2] گرچه بهنگام حلم ، كوه تن اوى * كوه سيامست [3] كه كس نبيند جنبان دشمن ار اژدهاست پيش سنانش * گردد چون موم پيش آتش سوزان ور به نبرد [4] آيدش ستارهء بهرام * توشهء شمشير او شود بگروگان [5] باز بدانگه كه مى بدست بگيرد * ابر بهارى چنو نبارد [6] باران ابر بهارى جز آب تيره نبارد [ 6 ] * او [7] همه ديبا بتخت و زرّ بانبان با دو كف او ز بس عطا كه ببخشد * خوار نمايد حديث و قصّهء طوفان لا جرم از جود و از سخاوت اويست * نرخ گرفته مديح و صامتى [8] ارزان شاعر زى او رود فقير و تهى دست * با زر [9] بسيار باز گردد و حملان [10] مرد سخن را [ ا ] ز او نواختن و برّ * مرد ادب را [ ا ] ز او وظيفهء ديوان باز بهنگام داد و عدل بر خلق * نيست بگيتى چنو نبيل و مسلمان
[1] اصل : « سير گشته » . [2] اصل : جهان دريدى ارزان . . . و ظ : جهان از جهيدن و گريختن و دريدى هم دويدى باشد و قافيه هم بىشك ( لرزان ) است نه ( ارزان ) چنان كه گمان بردهاند زيرا هم با جهان و دويدن و با موضوع شعر مناسبست و هم در شش شعر بعد ( ارزان ) قافيه شده . [3] اصل : سامست - كوه سيام كوهى است در تركستان كه هاشم مقنع بر آن كوه ماه بيرون آورد . و اين حرف ( تا ) در آخر لفظ « سيامست » از قبيل « گوهر سرخست » است كه در حاشيهء سابق شرح آن گذشت . [4] اصل : « ور نه سرد آيدش » . [5] گروگان بكسر اول و فتح ثانى با دو كاف پارسى بمعنى عاريت و وديعت و بمعنى بنده و عبد هم به نظر آمده است ( برهان ) . [6] اصل : نيارد . [7] اصل : از همه . [8] اصل : صامت . [9] در اصل « با زز بسيار » . [10] در بعض نسخ « ملان » ضبط كردهاند ، ليكن متن صحيحتر است و رودكى باز هم در اشعار ديگر خود « حملان » آورده و حملان بضم اول مصدر حمل يحمل از باب ضرب و بمعنى حمل است يعنى بار كالا و متاع .
321
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 321