نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 309
بر اشتر و كرسى بر پشت اشتر در زير وى نهاده ، روز شنبه يازده روز گذشته از ماه رمضان سنهء تسع و ثلثمائه ، و بفرمود تا بكشتند . چون طغان كشته شد باز همه جهان طلب عبد الله بن احمد همى كرد و عبد الله متوارى بود ، تا شب سه شنبه سيزده روز گذشته از جمادى الآخر سنهء عشر و ثلثمائه ، هيچ كسى را خبر نبود تا بلب پارگين بدر فارس نو آواز طبلى آمد ضعيف گونه ، احمد قدام از كوشك يعقوبى بيرون آمد با سپاه ، نگاه كرد عبد الله بن احمد بود با گروهى غوغا ، حرب آغاز كردند چون آواز حرب به شهر اندر آمد ، مردمان بدانستند ، عامهء شهر عبد الله بن احمد را يارى كردند ، و احمد بن قدام با اندك مردم بهزيمت برفت هم از لب پارگين ، و ببست شد ، و عبد الله بن احمد اندر قصر يعقوبى شد و ذخاير و مال و سلاح احمد قدام همه بدست او افتاد ، و همه مردم سجزى كه با احمد قدام بودند نزديك عبد الله بن احمد آمدند ، و هندوان با احمد قدام ببست شدند و طلحة ابن سوار را بطليعه بدهك فرستاد [ ند ] ، پس عبد الله بن احمد بسيستان دو پسر طرابيل هندو را كه سالار هندوان يعقوبى بود بند بر نهاد ، نامهء طرابيل اندر نهانى سوى عبد الله ابن احمد [ رسيد ] كه امانم ده تا بيايم ، عبد الله او را امان داد و خلعت فرستاد پيش از آمدن ، طرابيل بسيستان آمد و احمد قدام برخد بود ، چون طرابيل بيامد عبد الله بن احمد قوى گشت ، سپاه جمع كرد و قصد احمد قدام كرد و عزيز را پسر خويش را بر سيستان خليفت كرد [ و ] غرّهء رمضان سنهء عشر و ثلثمائه برفت با سپاهى قوى ساخته و خواست كه به راه بيابان برود خبر رسيد كه احمد قدام همه چاههاء بيابان انگژد [1] افكندست و آب تباه كرده ، پس به راه ديگر برفت تا برسيد بنوقان [2] و احمد قدام بحرب او بيرون آمد ، و حربى سخت بكردند ، آخر احمد بن قدام هزيمت شد و سپاه از پس او برفت و نزديك وى رسيدند ، اسب بايستاد ، پياده شد ، اندر رسيدند و بگرفتند او را . روز شنبه چهار
[1] انكژد ، انگژه ، انگژان ، و ، انگذان همه نام انغوزه است - صاحب برهان گويد : مطلق صمغها را گويند عموما و صمغى باشد بغايت بدبوى و آن را به عربى حلتيت خوانند و آن را انگژد بسبب آن خوانند كه صمغ درخت انگدان است و اصل آن انگدانژد باشد بفتح زاى پارسى چه ژد بلغت فرس بمعنى صمغ است . . الخ . [2] اين نوقان غير از نوقان طوس است كه اكنون يكى از محلات بزرگ شهر مشهد مىباشد .
309
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 309