نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 302
جيحون بكشتند ، بتعليم بو بكر دبير هشت روز باقى از جمادى الآخر سنهء احدى و ثلثمايه . كشتن احمد بن اسماعيل امير خراسان را و نشاندن پسر او را نصر بن احمد را باميرى و سپاه و مردمان بيعت كردند پسر او را نصر بن احمد ، و او نه ساله بود و كار عبد الله جيهانى [1] همى راند ، و رسولان را بازگردانيد ، چون خبر احمد بن اسماعيل و كشتن او زى سيمجور برسيد ، مردى و جلدى كرد اندر نگاه داشتن شهر ، و ميان سپاه اينجا اختلافها افتاد ، و بو بكر بن المظفر برفت و بهرى شد نزديك حسين بن على ، و سرهنگان بيشترى با او برفتند و همچنان يكان يكان ميرفتند تا سيمجور تنها ماند با خاصگان خويش ، پس هيچ خبر نداشت تا عيّاران برو شبيخون كردند ، بيش نتوانست كه بتاختن از شهر بيرون شد گريخته ، هشت روز گذشته از رمضان سنهء احدى و ثلثمايه [ و ] به راه قهستان برفت . ( گريختن سيمجور از سيستان ) مردمان نزديك احمد بن محمد بن عمرو رفتند كه معروف بود به نيا ، [ و ] گفتند كه شهر نگاه بايد داشت و ابو يزيد خالد بن محمد بن يحيى بندار كرمان [2] بود و نامه همى نبشت سوى مقتدر اندر حديث سيستان . و او را اندران باب انگيزش [3]
[1] و الصحيح ابو عبد الله محمد بن احمد الجيهانى - نرشخى در تاريخ بخارا گويد : نصر بن احمد . . . هشت ساله بود و وزارت او ابو عبد الله محمد بن احمد الجيهانى گرفت ( تاريخ بخارا چاپ پاريس ص 92 ) كذا فى كامل ( ج 8 ص 25 ) [2] بندار از مناصب عمال خراج بوده است و از اينكه لفظ فارسى است معلوم مىشود اين لقب يا منصب پيش از اسلام معمول بوده و اعراب نيز آن را استعمال كردهاند - جهبد هم كه شايد معرب كهبد باشد از جملهء اين مناصب يا القاب بوده است . [3] تحريك .
302
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 302