responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 301


سال بدر شهر اندر حلفاباد فرود آمد ، و حربها بسيار كردند و او را اندر شهر نگذاشتند و باز از آنجا به بينك [1] شد و آنجا فرود آمد و كس به شهر همى فرستاد بنزديك رؤسا و مهتران و اميدهاى نيكو همى كرد ، باز روزى بر نشست و مالى سپاه را داد ، و مردمان ربض هواء او كردند ، آن روز حربى بكردند سخت ، و كوركى و با حفص بر شارستان شدند و حسين بربض اندر آمد و مردمان را بنواخت و بسيار نيكوئى گفت و بو بكر بن المظفر و سيمجور با سپاهى فرا رسيدند به يارى حسين على ، و حربهاء بسيار افتاد ميان ايشان ، آخر صلح كردند و حسين على ايشان را همه ايمن كرد [ و ] شب دوشنبه چهاردهم شوال سنهء ثلثمايه صلح كردند ، و منصور اسحاق را از ارك فرود آوردند و كولكى و زنگالود و ديگر عيّاران همه بنزديك حسين على آمدند ، همه را نيكوئى گفت و خلعت داد و بحصار باز فرستاد مگر منصور اسحاق را ، روز دوشنبه هشت روز باقى از شوال منصور اسحاق برفت سوى خراسان و گفت من امروز از دوزخ رستم و ببهشت رسيدم مرا بيش سيستان نبايد ، و با حفص با موالى خويش بيرون آمد بنزديك حسين على ، و حسين او را نيكوئى كرد و وعدها [ ى ] نيكو كرد [ و ] بنزديك احمد بن اسماعيل نامه نبشت اندر حديث او ، نامه جواب كرد كه همگنان را با خويشتن بيار ، و شهر و ولايت بسيمجور بگذار . حسين را آن خوش نيامد كه عمل خود همى خواست ، عيّاران را همه بر آشفت ، و سيمجور نيكوئى همى كرد و ميگفت ، و دل مردمان خوش همى كرد ، آخر حسين على ، كولكى را بند كرد و با حفص را بىبند با خويشتن ببرد و ديگر عيّاران را ، و بهرى شد روز پنجشنبه [ و ] برفت چهارده روز گذشته از ذى الحجّه سنهء ثلثمايه ، چون بهرى برسيد با حفص را و عيّاران را نزديك احمد بن اسماعيل فرستاد ، مگر زنگالود را نزديك خويش بازداشت ، باز بكشت او را اندر ربيع الاوّل سنهء احدى و ثلثمايه ، [ و ] احمد بن اسماعيل با حفص را بسمرقند فرستاد و عيّاران را بفرمود تا بكشتند ، و بو منصور جيهانى از بست بسيستان آمد اندر اوّل ربيع الاوّل سنهء احدى [ و ثلثمائه ] ، و مردمان سيستان رسول فرستادند نزديك احمد بن اسماعيل ، تا رسولان بحدّ بخارا برسيدند ، احمد بن اسماعيل را دو غلام از آن وى بلب



[1] ظاهرا « نبشك » بايد باشد . و مراد باب نيشك است .

301

نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 301
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست