نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 290
عاد و شجاعت عمرو بن معدى كرب درو موجودست و از هر ادبى و فضلى كه مىباشد درو موجود بود . نشاندن ابو على محمد بن على اللَّيث را بامارت سيستان در يكشنبه غرهء ماه محرّم سنة ثمان و تسعين و مائتين پس مردمان برو اتفاق كردند و او را بيعت دادند و او خزينهاء برادر برگرفت و روزى سپاه همى داد و همى بخشيد و ستورگاه و مركبان و هر چه بود فرو گرفت و كارها بر او قرار گرفت چنان كه شاعر گويد : ( شعر ) الا انّ الأمير ابا علىّ * علا فعلا الى اعلى السمّاء هو الملك الذّى يحيى المعالى * بافناء المعداه [1] و بالسّخاء لقد بداء [2] الأنام بجود كفّ * كما فاق البريّة بالبهاء پس معدل ، كرمان همه غارت كرد و مالى بدست كرد و رفت تا بسيستان به مالى بزرگ بىاندازه و بنزديك برادر شد ، برادر او را بنواخت ، باز انديشه كرد كه مگر او طمع ولايت كند ، معدل را بند بر نهاد و به ارك فرستاد و موكل برو كرد و هر روز آنچه بايست همى فرستاد و نديمانش را زى او فرستاد و مطربان و كنيزكان و غلامان ، گفتا تو خوش خور [ و ] من بدان كردم تا فتنه نخيزد كه اكنون ما مانديم نبايد كه نيز مخالفتى پيدا آيد . و خطبه بسيستان و بست و كابل و غزنين محمد بن على بن اللَّيث را همى كردند . پس چون ليث على را ببغداد بردند و سبكرى خويشتن از جمله بندگان مقتدر شماريد ، مقتدر نامه نوشت نزديك احمد بن اسماعيل بن احمد صاحب ما وراء النهر و خراسان ، و عهد سيستان به او فرستاد و فرمان داد كه سپاه بسيستان [3] فرست . احمد بن اسماعيل