نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 289
شد ، و حرب كردند و محمد بن زهير هزيمت كرد يك روز مانده از ذى القعده و السلام [1] . باز ميان ليث على و مونس ، عبد الله بن ابراهيم المسمعى صلح كرد بر آن جمله كه ليث على سوى فارس [2] باز گردد ، سبكرى را خوش نيامد ، گفت من اين حرب بنفس خويش بكنم و از شما يارى نخواهم [ و ] صلح باز افتاد ، چون ليث خبر محمد ابن زهير بشنيد بر راهى تنگ [ و ] درشت ميان كوهها بازگشت ، و سپاه او را رنجهاء بسيار رسيد اندران راه ، و عبد الله بن محمد القتال با سپاهى اندك و بوق و طبل بسيار بر پى ايشان بيامد ، و زان بانگ طبلها و بوقهاء بسيار ياران ليث على همى بگريختند ، گفتند مگر سپاه بسيارست ، و مونس بر راه [ ر ] است بيامد و سبكرى بر مقدمهء او تا روز يكشنبه غرّهء محرم سنهء ثمان و تسعين و مائتين برابر افتادند هر دو سپاه ، و حربى صعب بكردند و بسيار مردم از هر دو گروه كشته شد و ياران ليث على هزيمت كردند و او هزيمت نكرد و حرب كرد و بسى مبارزان كشت تا هيچ سلاح بدست او نماند [ و ] اسير ماند [3] ، على بن حمويه او را بگرفت و سرهنگى چند از سپاه او گرفت و مال و بنهء او غارت كردند ، و معدل برادر او با فوجى سپاه بنشابور افتادند ، و احمد بن سمن نزديك سبكرى شد ، و ليث بن على را ببغداد برد [ ند ] و آنجا محبوس ماند ، و سبكرى باز آمد بشيراز و بيشترى سپاه ليث على با او ، و معدل باز از نيشابور بكرمان شد و مالى از كرمان برگرفت ، پس چون خبر گرفتن ليث على بسيستان آمد ، مردمان سيستانرا محمد بن اللَّيث بخواند و نيكوئى گفت و گفت قضا كار كرد اكنون چون صواب بينيد ؟ و ابو على محمّد بن اللَّيث مردى بود كافى و سخى و وافى [4] چنان كه گفتندى كه جود حاتم و وفاء سمو [ ي ] ل بن
[1] اينجا در اصل : ( هزيمت كردن محمد بن زهير ) با قرمز . [2] بايد سوى كرمان باشد زيرا اين جنگها در فارس بوده است . و يا « از فارس باز گردد » . [3] كامل ( 8 ص 18 - 19 : اين واقعه را در 297 دانسته و گويد : « سبكرى و مونس در ارّجان ( بهبهان حاليه ) لشكر زدند و ليث خواست بحرب آنان رود خبر آمد كه حسين بن حمدان از قم به قصد او وارد بيضاى فارس شد و ليث بطلب وى از راهى صعب برفت و اكثر چارپايان او سقط شد و ناگاه بسپاه مونس برخورد و در آن حرب ليث اسير ماند . . الخ » و تفاصيل اين كتاب را ندارد . [4] اصل : وافى .
289
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 289