responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 286


ايشان را هم با جاى بنشانيم و شمشير به گردن بر نهيم و نان خويش و آن ايشان بدست همى داريم تا وهن آن بى خردى كه ايشان همى كنند بر ما بيش نباشد ، و نيز اگر كسى ايشان را بگيرد و خوار كند سستى بر ما باشد . چه [1] سپاه سست كارى ايشان همى ديدند و دينار بيعتى بديشان رسيد خاموشى كردند ، تا ايشان را بند نهادند ، و سبكرى هر دو را ببغداد فرستاد . پس خبر بسيستان آمد ، مردمان همه خاص و عام غمگين گشتند و تأسف خوردند و ليث على همچنان بسيار بگريست ، و گفت قضا را چيزى نتوان كرد ، ايزد تعالى داند كه من اندرين بىگناهم ، بر من اعتماد نكردند و خويشتن عرضه كردم و نپذيرفتند . پس محمد وصيف سجزى اين بيتها ياد كرد :
مملكتى بود شده بىقياس * عمرو بران ملك شده بود راس از حد هند تا به حد چين و ترك * از حد زنگ تا به حد روم و گاس [2] رأس ذنب گشت و بسد [3] مملكت * زرّ زده شد ز نحوست نحاس دولت يعقوب دريغا برفت * ماند عقوبت به عقب بر حواس عمرو عمر رفت و زو ماند بار [4] * مذهب روباه بنسل و نواس [5] اى غمّا [6] كامد و شادى گذشت * بود دلم دايم ازين پر هراس



[1] تا اينجا سخن سبكرى تمام مىشود - و اين « چه » بمعنى « چون » است و مكرر چه بمعنى چون در اين كتاب آمده است و مراد اينست كه « چون سپاه سست كارى طاهر و يعقوب ديدند و دينار بيعتى سبكرى بديشان رسيد خاموش شدند . . الخ » .
[2] گاس ، بعقيدهء حقير لغت پهلوى ( گاه ) است كه بسين ختم ميشده بمعنى تخت و سرير و مراد « مملكت السرير » است كه دولت مستقلى بوده در قفقاز شمالى و مقابلهء آن با زنگ و مترادف بودن با روم هم مناسبست .
[3] كذا و ظاهرا « بشد » .
[4] كذا و ظاهرا « باز » .
[5] نواس همان نپسه و نپاسه و نواسه است كه نواده گويند و خراسانيان نوسه .
[6] اى غما با تشديد ميم ( غم ) مىشود خواند و نيز ممكن است تشديد را بياء « اى » داد و نظير شق اخير شعريست كه سنائى در دبباچهء ديوان خود از قول ( استاد ) نقل كرده و اينست شعر : اىّ دريغا كه خردمند را * باشد فرزند و خردمند نى ورچ ادب دارد و دانش پدر * حاصل ميراث به فرزند نى

286

نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 286
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست