ابو محمد عبدالله بن يحيى بن عبدالجبار السكرى . . . از ابن عمر روايت مىكند : حفصه دختر عمر كنيزى داشت كه او را جادو كرد ، حفصه هم او را كشت عثمان از شنيدن اين خبر بشدت عصبانى شد ، پسر عمر ( برادر حفصه ) نزد عثمان رفت و گفت كنيز خودش اعتراف به سحر كرد . لذا عثمان هم كارى نكرد . گويا عصبانيت عثمان بخاطر آن بود كه حفصه بدون اجازه عثمان او را كشته است . < فهرس الموضوعات > شافعى در مورد كشته شدن كنيز بدست حفصه نظرى نمىدهد < / فهرس الموضوعات > شافعى در مورد كشته شدن كنيز بدست حفصه نظرى نمىدهد ( شافعى مىگويد ) عمر دستور داد كه جادوگران بايد كشته شوند ، خدا عالمتر است كه سحر و جادو شرك است همچنين حفصه هم چنين دستورى داد . < فهرس الموضوعات > مالك به حفصه اعتراض مىكند زيرا كنيز او خودش عمل سحر را انجام نداده بود < / فهرس الموضوعات > مالك به حفصه اعتراض مىكند زيرا كنيز او خودش عمل سحر را انجام نداده بود - كتاب موطأ ج 2 ص 871 14 - يحيى از مالك از محمد بن عبدالرحمان بن سعد بن زراره روايت مىكند : خبردار شدم كه حفصه همسر پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) وسلم كنيز خود را كه او را جادو كرده بود ، كشت ، كنيز خودش سحر را انجام نداده بلكه راهش را ياد داده و ديگرى انجام داده بود . مالك مىگويد : ساحر كسى است كه عمل سحر را انجام مىدهد نه كسى كه ياد مىدهد و ديگرى عمل مىكند ( يعنى اينكه كنيز نمىبايست كشته شود ، زيرا او ساحر نبود ) < فهرس الموضوعات > ابن قدامة مىگويد : حفصه بايد تعزير شود ! < / فهرس الموضوعات > ابن قدامة مىگويد : حفصه بايد تعزير شود ! - مغنى ج 10 ص 80 هيچكس حق ندارد مرتد را چه آزاد باشد چه غلام ( عبد ) بكشد بجز امام ، اين نظر عموم علماء است مگر شافعى كه در يكى از فتواهايش مىگويد : مولا مىتواند عبد خود را در صورت مرتد شدن بكشد ، زيرا پيامبر فرموده كه حدود را بر كسانى كه مالك آنها هستيد جارى كنيد و همچنين روايت شده كه حفصه كنيز خود را كه او را سحر كرده بود ، كشت . و همچنين قتل مرتد از حقوق الهى است و مالك مىتواند آن را بر عبد خود جارى كند . اما دليل ما كه كسى غير از امام نمىتواند مرتد را بكشد اين است كه قتل مرتد بخاطر حق خداست پس امام فقط مىتوان آن را اجرا نمايد . مانند سنگسار كردن زناكار و كشتن مرتد غير عبد ( آزاد ) . و اما فرمايش پيامبر ( ص ) . حدود را بر مملوك خود جارى كنيد ( شامل قتل مرتد نمىشود اما حفصه عثمان بر او غضب كرد و اين عمل بر او گران آمد ) كه دليل بر اين است كه كار