responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : الفاروق ( فارسي ) نویسنده : مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة    جلد : 1  صفحه : 861


كه با دو بال در بهشت پرواز مىكند ؟ نه ، آيا در ميان شما كسى مانند من فرزندانى چون حسن و حسين سادات جوانان اهل بهشت دارد ؟ نه . آيا از شما همسرى مانند همسر من دارد ؟ نه ، آيا در ميان شما كسى هست مانند من كفار قريش را كشته باشد و در هر بلا و گرفتارى در كنار رسول خدا بوده باشد ؟ نه ، اين حديث صحيح نيست و دور از شأن امير المؤمنين ( على عليه السلام ) است كه چنين حرفهائى را بزند . ( فقط حرفهائى صحيح است كه در تعريف ابوبكر و عمر و عثمان باشد نه حرفهائى كه باعث رسوائى آنها شود ! ! ) - لسان الميزان ج 2 ص 156 زافر بن سليمان از ابو الطفيل روايت مىكند : من روز شورى كنار درب ايستاده بودم . . . تا آخر حديث بالا .
عقيلى مىگويد در سند اين روايت دو نفر مجهول الهويه وجود دارد و . . . اين روايت اصل و اساسى ندارد . . .
( اصولا از نظر علماء سنى هر روايتى كه موجب رسوائى و افتضاح ابوبكر و عمر و عثمان شود و فضيلت و بزرگوارى و مظلوميت على عليه السلام وآل او را ثابت كند يا ضعيف است يا بى اساس ! ! ) < فهرس الموضوعات > عمر داستان واقعه سقيفه را تحريف مىكند ! !
< / فهرس الموضوعات > عمر داستان واقعه سقيفه را تحريف مىكند ! !
< فهرس الموضوعات > كى و كجا قبل از سقيفه مهاجرين دور ابوبكر را گرفتند ؟ ! !
< / فهرس الموضوعات > كى و كجا قبل از سقيفه مهاجرين دور ابوبكر را گرفتند ؟ ! !
< فهرس الموضوعات > تنها افراد معدودى از قريش و انصار در سقيفه با ابوبكر بيعت كردند ! !
< / فهرس الموضوعات > تنها افراد معدودى از قريش و انصار در سقيفه با ابوبكر بيعت كردند ! !
< فهرس الموضوعات > دعوت انصار براى بيعت و مخالفت آنان فرداى روز سقيفه بود ! !
< / فهرس الموضوعات > دعوت انصار براى بيعت و مخالفت آنان فرداى روز سقيفه بود ! !
- مسند احمد ج 1 ص 55 ( حديث سقيفه ) عبدالله . . . از ابن عباس روايت مىكند : من نزد عبد الرحمان بن عوف قرآن مىآموختم ، يكسال هر دو با هم همراه عمر به حج رفتيم . من در منى در منزل خود بودم ، كه عبد الرحمان بن عوف آمد و گفت : امروز شخصى پيش عمر گفت : از فلانى شنيدم كه مىگفت : اگر عمر بميرد ، با فلانى بيعت خواهم كرد . عمر گفت : امشب سخنرانى خواهم كرد و كسانى را كه قصد غصب خلافت را دارند ، تهديد خواهم كرد . عبد الرحمان بن عوف گفت : به عمر گفتم :

861

نام کتاب : الفاروق ( فارسي ) نویسنده : مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة    جلد : 1  صفحه : 861
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست