5182 - . . . بزرگان صحابه بخاطر مشغوليت و كار و كاسبى در بازار گاهى اوقات از امر حديث غافل مىشدند ، و آنرا از ديگران بعد از تحقيق و جستجو ، مىگرفتند . - مسند احمد ج 4 ص 400 عبدالله . . . از عبيد بن عمر روايت مىكند : ابو موسى اجازه خواست نزد عمر برود ، ولى ديد كه عمر مشغول است برگشت . عمر گفت : انگار صداى عبدالله بن قيس ( ابو موسى ) بگوش رسيد ، به او بگوئيد بيايد . عمر از او پرسيد چرا برگشتى ؟ گفت دستور اين چنين است ( حكم دين اين است ) عمر گفت : بايد دليل بياورى ، و الا چنين و چنان خواهم كرد . باهم به مجلس انصار رفتند . ابو سعيد خدرى گفت : بله دستور چنين بوده است . عمر هم گفت : اين امر پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) وسلم بر من مخفى مانده بود ، كار و مشغله بازار مرا از امر دين غافل كرده است . و مسلم ج 6 ص 179 < فهرس الموضوعات > معامله در بقيع < / فهرس الموضوعات > معامله در بقيع - كنز العمال ج 2 ص 568 4744 - ابى بن كعب اين آيه را خواند ، ( و لا تقربوا الزنا انه كان فاحشة و ساء سبيلا الا من تاب فان الله كان غفورا رحيما ) ( به زنا نزديك نشويد كه آن كار بسيار زشت و راهى بد مىباشد . مگر آنكه كسى توبه كند كه خداوند آمرزنده مهربان است ) به عمر گفتند ، نزد ابى بن كعب آمد ، و از او سئوال كرد . ابى بن كعب گفت من اين آيه را از دهان رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم گرفتم ، در حاليكه تو كارى ندارى جز معامله در بقيع . ( گويا اين آيه را عمر نشنيده بود ، لذا پيش ابى بن كعب رفت تا ببيند قضيه چيست ) < فهرس الموضوعات > معامله در بازار در كنار خانه ابن العجماء العدوى < / فهرس الموضوعات > معامله در بازار در كنار خانه ابن العجماء العدوى - كنز العمال ج 13 ص 259 . . . ابى بن كعب به عمر گفت : من مشغول به قرآن بودم و تو مشغول معامله در بازار ، در كنار خانه ابن عجماء . . . < فهرس الموضوعات > معاملات كفاف زندگى عمر و ابوبكر را نمىداد و آندو گرسنه و فقير بودند ! ! < / فهرس الموضوعات > معاملات كفاف زندگى عمر و ابوبكر را نمىداد و آندو گرسنه و فقير بودند ! ! - مسلم ج 6 ص 116