نام کتاب : تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 13 صفحه : 50
< شعر > در يكى گفته كه اوستا را طلب عاقبت بينى نيابى در حسب هر يكى قولى است ضدّ يكدگر چون يكى باشد ، بگو زهر وشكر < / شعر > 160 - اختلاف بيانداز آقايى كن . < شعر > نكته ها چون تيغ پولاد است تيز گر ندارى تو سپر واپس گريز پيش اين الماس بىاسپر ميا كز بريدن تيغ را نبود حيا < / شعر > 161 - نگوييم : « فلسفه ومعرفت براى همه » زيرا مغز وانديشهء انسانها از بىنهايت زير صفر تا نهايت فوق صفر اختلاف دارد . < شعر > كوى نوميدى مرو اميدهاست سوى تاريكى مرو خورشيدهاست < / شعر > 162 - خداوند حكيم ومهربان هرگز بن بست مطلق نيافريده است كه به نوميدى مطلق برسيم وهيچ تاريكى مطلق به وجود نمىآورد كه روزنهء روشنايى در آن وجود نداشته باشد . < شعر > مادر بتها بت نفس شماست زان كه آن بت مار واين بت اژدهاست < / شعر > 163 - بت بيرونى را با يك تبر مىتوان متلاشى كرد ، اما بت درونى را تا خود انسان نخواهد ، تمام نيروهاى گسترده در طبيعت هم كه بر سرش فرود آيد نمىتواند نابودش كند . < شعر > ناصحان را دست بست وبند كرد ظلم را پيوند در پيوند كرد < / شعر > 164 - به زنجير بستن دست وپاى خير خواهان مساوى نابود كردن خويشتن است . < شعر > اين نفس جانهاى ما را هم چنان اندك اندك دزدد از حبس جهان < / شعر > 165 - لحظه به لحظه رشته هاى وجود خود را از طبيعت بريده وبه ابديت نزديك مىشويم . < شعر > گفت پيغمبر به آواز بلند با توكل زانوى اشتر ببند < / شعر > 166 - كوشش وحركت از ما ، روييدن نتيجه از جنگل حوادث محاسبه نشده از خدا .
50
نام کتاب : تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 13 صفحه : 50