نام کتاب : تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 13 صفحه : 49
< شعر > دور بينانند وبس خفته روان رحمتى آريدشان اى رهروان < / شعر > 152 - وشما اى رهروان رهبر ، اين در خواب رفتگان بر لب چشمه سار حيات را به حال خود نگذاريد ، رحمتى بر آنان بياوريد ودستشان را بگيريد . < شعر > تن ز جان وجان ز تن مستور نيست ليك كس را ديد جان دستور نيست < / شعر > 153 - نزديكترين وبديهىترين دريافت شده براى انسان روح انسان است كه مجهولترين مجهولات است . < شعر > اين جهان كوه است وفعل ما ندا سوى ما آيه نداها را صدا < / شعر > 155 - هر عملى عكس العملى ( هر كنشى واكنشى ) دارد . < شعر > كار پاكان را قياس از خود مگير گر چه باشد در نوشتن شير شير هر دو گون زنبور خوردند از محل ليك شد زان نيش وزين ديگر عسل هر دو گون آهو گيا خوردند وآب زين يكى سرگين شد وزان مشگ ناب هر دو نى خوردند از يك آب خور اين يكى خالى وآن پر از شكر < / شعر > 156 - قياس بازىها را در كنار بگذاريد وتشابهات صورى را متحد در حقيقت تلقى نكنيد . < شعر > كار بىچون را كه كيفيت نهد اين كه گفتم هم ضرورت مىدهد < / شعر > 157 - تمام مفاهيمى كه در توصيف خدا به كار برده مىشود از روى ضرورت است ، زيرا او ما فوق وآفرينندهء كيفيات است . < شعر > كم كش ايشان را كه كشتن سود نيست دين ندارد بوى مُشك وعود نيست < / شعر > 158 - ايمان كار دل است وشمشير را راهى به دلها نيست . < شعر > او چو باشد زشت گفتش زشت دان هر چه گويد مرده آن را نيست جان < / شعر > 159 - سخنان تبهكاران را به درون خود راه ندهيد ، زيرا مرده است وجان شما را تباه مىسازد . < شعر > جملگى طومارها بُد مختلف همچو شكل حرفها ياء تا الف در يكى گفتا كه اوستا هم تويى زان كه اوستا را شناسا هم تويى < / شعر >
49
نام کتاب : تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 13 صفحه : 49