نام کتاب : تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 13 صفحه : 39
< شعر > ظالم از مظلوم كى داند كسى كاو بود سخرهء هوا همچون خسى < / شعر > 109 - باور نكنيد كه كسى خود مسخره هواى نفس خود باشد وبه روح خويشتن ظلم كند ، با اين حال بتواند ظالم را از مظلوم تشخيص بدهد واز مظلوم دفاع وظلم ظالم را ريشه كن كند . < شعر > كافر وفاسق در اين دور گزند پردهء خود را به خود برمىدرند ظلم مستور است در اسرار جان مىنهد ظالم به پيش مردمان < / شعر > 110 - انسان ستمگر پيش از آن كه رويدادهاى جهان ووجدان تاريخ پرده از روى ستم كارىهايش بردارد خود دست مىبرد وعناصر ستمگرى خود را از لابلاى جانش بيرون مىريزد . < شعر > تو درون چاه رفتستى ز كاخ چه گنه دارد جهانهاى فراخ < / شعر > 111 - اين تويى كه از كاخ با عظمت كيهانى با ميليونها خورشيدش فرود آمده در ته چاه تاريك خود طبيعىات زندانى شدهاى ، تقصير كيهان با عظمت چيست ؟ < شعر > نيست موهوم ار بدى موهوم آن همچو موهومان شدى معدوم آن دوزخ اندر وهم چون آرد بهشت ؟ هيچ تابد روى خوب از خوك زشت < / شعر > 112 - حقايق معنوى والهى را موهوم نپنداريد ، زيرا انسان كه موجوديت طبيعيش از ماده بر مىآيد وروى ماده مىغلطد وگيرندگى ودهندگى از ماده است ، نمىبايست اين همه دريافتهاى جدى واصيل در بارهء حقايق معنوى والهى داشته باشد ونيز اگر امور مزبوره موهوم بود ، از آغاز تاريخ تا كنون با آن همه دگرگونى در شئون بشرى ومبارزه ها به عليه آن حقايق ، نمىبايست چنين ادامه پيدا كند . < شعر > انبيا گفتند فال زشت وبد از ميان جانتان دارد مدد < / شعر > 113 - فال بد زدن يكى از پديده هاى بىاساس روانى است . < شعر > آن سگان را اين خسان خاضع شوند شير را عار است كاو را بگروند < / شعر > 114 - مشتريان سگانى كه از مردم طلب خضوع وپرستش مىكنند ، مردم
39
نام کتاب : تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 13 صفحه : 39