responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : شرح فصوص الحكم نویسنده : حسين بن حسن خوارزمي    جلد : 1  صفحه : 61


جواب « لما » باشد ، و « فاء » از براى سببيّت است . يعنى سبب آن كه حق ايجاد عالم كرد ، و چون شبح كه او را روح نباشد يا آينه كه جلا نيافته باشد ، اقتضا كرد امر الهى جلاى مرآت عالم را ، تا آن چه مقصود است از آينه عالم ، [ و ] آن ظهور اسرار الهيه است كه مودع است در اسماء و صفات ، بحصول پيوندد ، و مظهر جميع اين اسرار انسان است از روى اجمال و تفصيل .
پس آدم به معنى انسان كامل عين جلاى اين آينه و روح اين صورت آمد ، چه عالم به وجود او تمام شد ، و اسرار و حقايقش بظهور پيوست .
و نزد ارباب تحقيق محقّق است كه در عالم هيچ موجودى نيست غير انسان كه ظاهر شده باشد او را حقيقت او و حقيقت غير او ، بدان حيثيّت كه بداند كه عين احديت است كه ظهور يافته است و عين حقايق گشته . و حضرت الهى بدين اختصاص كه انسان راست ، در كمال معرفت حقيقت اشارت مىكند كه : « إِنَّا عَرَضْنَا الأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبالِ » [19] . يعنى : ما عرض كرديم امانت شناخت حقيقت را بر اهل سماوات و ارض ، يعنى بر ملكوت و جبروت آنها . پس ابا كردند ، و از حمل اين بار بگريختند ، و با وجود آن تشنگى آب بقا بر خاك ريختند ، از آن روى كه استعدادات ايشان [ 11 - پ ] [ نه چون استعداد انسان بود . ] « وَحَمَلَهَا الإِنْسانُ إِنَّه كانَ ظَلُوماً جَهُولًا » [20] . و انسان در حمل اين امانت تجاسر نمود و گفت ، بيت :
< شعر > دل نادان من امانت دوست هم به پشتى آن كرم برداشت < / شعر > چه در استعداد او طاقت [21] مقاومت حمل اين بار بود .
و اين انسان « ظلوم » است بر نفس خود كه مميت اوست و مفنى ذات خود است در ذات حق سبحانه و تعالى ، و جهول است مر غير حق را ، و نافى است ما سواى او را و گويندهء « لا إله الا الله » ، و نافى غير و مثبت الله به حقيقت اوست . لا جرم أرواح مجرّده و غير آن اگر چه عالماند به اسمائى كه منتقش است و صادر به واسطه اتيان از حق ، و ليكن حقايق و اعيان ثابته آن اسماء را ، چنان كه هست ، نمىدانند . و لهذا آدم عليه السّلام چون مشاهده كرد كه ايشان از اسماء مسمّيات كه اعيان و حقايق است عاجز گشتند ، و به عجز خود اعتراف نمودند كه : « لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا » [22] انباء كرد به اسماء ايشان . و حق - سبحانه و تعالى - از اين مقام كه ايشان



[19] س 33 ى 72 .
[20] س 33 ى 72 .
[21] اصل : تافت .
[22] س 2 : ى 32 .

61

نام کتاب : شرح فصوص الحكم نویسنده : حسين بن حسن خوارزمي    جلد : 1  صفحه : 61
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست