شيخ صدر الدين ايّدنا الله بنوره المبين در « اعجاز البيان في تفسير امّ القرآن » در بيان عدم مساعدهء آلات در توضيح اين حالات آورده است كه : قواى نشأت انسانى كه مبناى اظهار اين معانى است ضعيفتر است از آن كه مدركات نفس عارف را در مقام مشاهده و تجريد و مجاهده و تفريد از حضرت پروردگار مجيد بر وفق مشاهده ، تقرير يا [53] تعبير و توضيح تواند كرد ، و لهذا بعد از رجوع به عالم شهادت مستحضر نيست مگر كليّات مشاهدات را با بعضى جزئيّات [54] « لعدم مساعدة القوى الطبيعيّة و قصورها عن مدى مدارك البصيرة و ضيق فلكها بالنسبة إلى فسح مسرح النّفس و سعة دائرة مرتبتها في حضرت القدس » . و حال عارف را تشبيه كرده است به حالت مرتعش كه علم كتابت را نيكو داند ، امّا بسبب عدم مساعدهء آلات قادر نيست بر اظهار معلوم خود . مثنوى : < شعر > اى خدا جان را تو بنما آن مقام كاندرو بى حرف مىرويد كلام < / شعر > اين بود كشف بعضى از سرّ [55] به دو و ايجاد ، اكنون شروع كنيم به بيان طريق مبدأ و معاد . بدان كه اگر چه آيت « لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهاجاً [56] » بر آن تقدير كه « ها » ى « منها » ضميرى باشد راجع به « شرعة » و « جاء » فعل ماضى باشد وارد به تسهيل ، چنان كه در « فصوص » منصوص است دلالت مىكند بر آن كه طريق مبدأ و معاد هر احدى يكى باشد ، و لفظ رجوع نيز كه در آيات واقع شده ، منبى است از اين و مبنى بر اين . و اختلاف طرايق به عدد انفاس خلايق مشعر بر آن كه چون هر احدى دم از بود خود مىزند ، پس به عدد وجود هر موجود طريقى باشد به حضرت معبود . و نام اين طريق ، پيش اهل تحقيق طريق سلسلهء ترتيب و وسائط وجود است هم بر آن ترتيب كه در مقام ذكر حضرات دانستى ، رجوع هر احدى هم بر آن ترتيب باشد . و اين طريق طريقى است عام كه در وى عقبات بسيار و حجب و وسائط بىشمار است چنانچه حضرت رسالت صلَّى الله عليه و سلَّم فرمود : « انّ لله تعالى سبعين ألف حجاب من نور و ظلمة ، لو كشفها لأحرقت سبحات وجهه ما انتهى إليه بصره من خلقه » . پس حجب ظلمانى مراتب عوالم أشباح باشد و حجب نورانى وسائط عوالم أرواح ، تابنده را انسلاخ از حجب تعيّنات اين عوالم كه از حضرت حق و جناب مطلق تا
[53] پا : با . [54] پا : مگر كليات مشاهدات و بعضى جزئيات را . [55] پا : كشف سرّ بعضى از . [56] س 5 ى 48 .