الله پدر و مادر من فداى تو باد ، رخصت مىدهى كه تعبير اين رؤيا من بكنم . رسول - صلَّى الله عليه و سلَّم - اجازت داد ، صديق گفت : أما آن ظله ، ظلهء اسلام است و روغن و عسل دين ، و حلاوت قرآن و خلق در أخذ حقايق و عرفان دقايق آن متفاوت الدرجات . امّا سبب و اصل از آسمان تا زمين حق است كه تو بر آنى يا رسول الله . لا جرم تو آن را برگيرى و خداى ترا عالى گرداند و بعد از تو ديگرى و ديگرى و ديگرى بگيرد و برآيد و بر ثالث منقطع شود . اما وصل كنند و او نيز برآيد و گفت : بگوى يا رسول الله كه در اين تعبير صواب را دريافتم يا خطا كردم . رسول - صلَّى الله عليه و سلَّم - گفت : « أصبت بعضا و اخطأت بعضا » . و ابو بكر سوگند داد كه يا رسول الله مرا خبردار ساز كه خطاى من در اين تعبير كدام است . رسول - عليه السّلام - گفت : لا تقسم . و اشتغال به بيان نكرد و بر صحت اين حديث اتفاق هست . آرى ، بيت : < شعر > در بر داناتر از خود دم زدن هست كار خويش را بر هم زدن گر چه باشد قول تو عين صواب آن خطا باشد به نزد ذو لباب < / شعر > قال الله تعالى لإبراهيم عليه السّلام حين ناداه : « أَنْ يا إِبْراهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا » و ما قال له صدقت في الرؤيا أنه ابنك : لأنه ما عبرها بل أخذ به ظاهر ما رأى ، و الرؤيا تطلب التعبير . و حضرت الهى در هنگام نداى إبراهيم گفت : اى إبراهيم تصديق كردى رؤياى خود را ، و آن چه در خواب ديدى صادق شمردى . و نگفت كه صادق بودى در رؤيا . و نفرمود كه آن چه ديدى كه ذبح مىكردى عين فرزند تو بود ، از آن كه إبراهيم تعبير نكرد ، و أخذ به ظاهر رؤياى خويش كرد و به تعبيرش محتاج نديد . حال آن كه رؤياى او حاجت به تعبير داشت . و لذلك قال العزيز « إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ » . و معنى التعبير الجواز من صورة ما رآه الى أمر آخر . و از براى معانى ظاهر در صور حسيّه كه متنزل [ 104 - پ ] مىشود از مرتبه خياليه ، محتاج است به تعبير ، ملك مصر گفت : اى قوم جمع آمده ! جواب خواب من بدهيد اگر تعبير رؤيا مىدانيد . و تعبير عبارت است از گذشتن صورت مرئى به امر ديگر كه مقصود و مراد از صورت مرئيه اوست . و كانت [ البقر ] سنين في المحل و الخصب .