فالتجلى الصوري في حضرة الخيال محتاج الى علم آخر يدرك به ما أراد الله تعالى بتلك الصورة . پس تجلَّى صورى در حضرت خيال محتاج است به علمى ديگر كه بدان ادراك كرده شود كه مراد حق از صورت مرئيه چيست . و اين علم حاصل نمىشود مگر به انكشاف رقايق اسماء الهيه و اجتلاى مناسبات در ميان اسماء متعلقه به باطن ، و ميان اسمائى كه داخل است در تحت حيطهء ظاهر ، چه حضرت حق - سبحانه و تعالى - بى حكمت مناسبت معانى را اعطاى صور نمىكند . و امر بر آن نيست كه محجوبان گمان مىبرند كه خيال بطريق جزاف خلق صور مىكند ، و اين را اضغاث احلام نام مىنهند و تعبير نمىكنند بلكه مصوّر ، حق است از وراى حجاب خيال ، و صدور آن چه مخالف حكمت باشد از او محال . لا جرم هر كه شناسد مناسبات را كه در ميان صور و معانى اوست و ادراك كند مراتب نفوس را كه صور در حضرت خيالات ايشان بحسب آن مراتب ظاهر مىشود ، هر آينه علم تعبير را چنان كه مىبايد دريابد ، و لهذا مختلف مىگردد احكام صورت واحدة به نسبت با اشخاص مختلفة المراتب ، و اين انكشاف حاصل نمىشود مگر به تجلَّى الهى از حضرت اسم جامع در ميان ظاهر و باطن . ألا ترى كيف قال رسول الله صلَّى الله عليه و سلَّم لأبى بكر في تعبير الرؤيا : « أصبت بعضا و أخطأت بعضا » فسأله أبو بكر أن يعرّفه ما أصاب فيه و ما أخطأ فلم يفعل صلَّى الله عليه و سلَّم . ايراد اين كلام از براى استشهاد و استدلال است بر آن كه تجلَّى صورى خيالى محتاج است به علمى كه بدان علم ادراك مراد از صورت مرئيه توان كرد . صاحب شرح السنة از ابن عباس - رضى الله عنهما - نقل مىكند كه گفت : ابو هريره - رضى الله عنه - تحدث مىكرد كه مردى آمد و رسول را - عليه السّلام - گفت كه من شب ظله يعنى سحابه اى ديدم كه از او روغن و عسل مىباريد و خلق را مىديدم كه به كفها از او مىستاندند . بعضى بيش و بعضى كم ، و ريسمانى [ 104 - ر ] ديدم از آسمان تا زمين آويخته ، و چنان مشاهده كردم يا رسول الله كه تو دست در آن ريسمان زدى و به سوى آسمان برآمدى ، و بعد از تو ديگرى بگرفت و برآمد ، و بعد از او ديگرى بگرفت و برآمد ، و بعد از وى ديگرى بگرفت و ريسمان منقطع شد و از براى او وصل كردند ، پس او نيز برآمد . ابو بكر - رضى الله عنه - گفت : يا رسول