ديگر قول او - جلّ ذكره - : « وَإِنْ من شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه وَلكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ » [9] . و معلوم است كه تسبيح متأتى نمىشود مگر بعد از دانستن كه او را پروردگارى است صاحب كمالات و منزّه از نقايص كونيّه . و ديگر از آن ادلَّه آنست كه بخارى از ابو سعيد خدرى روايت مىكند كه رسول - عليه السّلام - مىگفت : « إذا وضعت الجنازة فاحتملها الرجال على أعناقهم فإن كانت صالحة قالت لامثالها قدمونى قدمونى ، و ان كانت غير صالحة قالت يا ويلها أين أين يذهبون بها يسمع صوتها كلّ شيء الَّا الإنسان و لو سمع الإنسان لصعق » . و آن چه ترمذى روايت مىكند از ابو امامه - رضى الله عنه - كه رسول الله - صلَّى الله عليه و سلَّم - گفت : « فضل العالم على العابد كفضلى على أدناكم » ، بعد از آن فرمود : « ان الله و ملائكته و اهل السموات و الأرض حتى النملة في جحرها و حتى الحوت في الماء ليصلَّون على معلَّم النّاس » الخبر . و احاديث در اين باب بسيار است . و لهذا اشتران قربانى رسول الله - صلَّى الله عليه و سلَّم - به سوى رسول مسارعت مىكردند و با يك ديگر مسابقت مىنمودند تا بيشتر شرف جانبازى در حضرت بىنيازى دريابند . و عقل اگر چه از [10] ادراك اين طور محجوب است امّا چون منوّر شود به نور الهى و دريابد سريان وجود را در موجودات نامتناهى ، هر آينه بداند كه همه را از اين موجودات نفس ناطقهء عالمهء سامعه هست كه از عالم ملكوتى نصيبه اوست كما قال تعالى : * ( بِيَدِه مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ ) * [11] . امّا بحسب كثرت وجوه امكانات از حق بعيد و از عالم نورى غافل مىگردد و به اندازهء قلَّت وجوه امكانات نزديك مىشود به حضرت حق ، و استفاضه كمالات مىكند از جناب مطلق ، و منوّر مىگردد به انوارش ، و اطلاع مىيابد بر حقايق اسرارش . و شك نيست كه بسائط اقرباند از مركبات ، بعد از آن معادن و بعد از آن نباتات ، بعد از آن حيوان و بعد از آن [ 102 - پ ] انسان ناقص .
[9] س 17 ى 44 . [10] قا : اگر به از . [11] س 23 ى 88 .