حضرات كليّهء الهيّه پنج است و اوّل حضرات كليّه حضرت غيب مطلق است ، يعنى غيب حقيقى كه احديّت و هويّت مطلقه عبارت است از او ، و عالم اين حضرت عالم اعيان ثابتهء علميّه است و حضرت دوم حضرت غيب مضاف است ، و آن منقسم مىشود به دو قسم : يكى آن كه اقرب است به غيب مطلق ، و عالم او عالم أرواح مجرّده است كه عالم جبروتش خوانند . و قسم ديگر آن كه اقرب است به شهادت ، و عالم او عالم مثال است كه عالم ملكوتش گويند . و غيب مضاف از آن جهت منقسم به دو قسم گشت كه أرواح را دو صورت است : مثاليّه ، كه مناسب عالم شهادت است ، و صورت عقليّهء مجرّده كه مناسب غيب مطلق است . و حضرت چهارم حضرت شهادت مطلقه است كه مقابل است مر حضرت غيب مطلق را ، و عالم او عالم ملك است . و پنجم حضرت جامعه است مر اربعهء مذكوره را ، و عالم او عالم انسانى است كه جامع جميع عوالم است . < شعر > اين چنين انسان كه نامش مىبرم تا قيامت من ز وصفش قاصرم < / شعر > پس عالم ملك مظهر عالم ملكوت است ، و عالم ملكوت مظهر عالم جبروت ، و عالم جبروت مظهر عالم اعيان ثابته است ، و اعيان ثابته مظهر اسماء الهيّه ، كه حضرت و احديّت است ، و اين حضرت مظهر حضرت احديّت ، و عالم انسان مظهر جميع اين حضرات . و اين مظاهر مذكوره را مجالى و مطالع و منصّات نيز گويند . وصل من هذا الأصل بدان كه تميز ذات را در هر مرتبه و حضرتى ازين مراتب و حضرات بدان اعتبارات كه ذكر كرده شد ، تعيّنات گويند و تجليّات نيز خوانند ، و بعضى آن را تنزّلات وجود نام نهند . ديگر بدان كه اكثر ارباب حكم متعاليّه و جمهور اصحاب اشارات متلاليّه ، مبدأ تنزّلات و تعيّنات حضرت احديّت را انگاشته ، و تجلَّى اوّل كه اوّلين تنزّل و تعيّن است عبارت از تعيّن ذات با جميع اسماء و صفات داشتهاند ، و تجلَّى دوم را كه تعيّن ثانى است تعبير كردهاند به اوّلين تعيّن ذات در مظاهر خلقى ، يعنى به تنزّل از واحديّت به حضرت جبروت . و اين طايفه در ميان هويّت واحديّت فرقى ننهادهاند ، اما بعضى