< فهرس الموضوعات > 5 . فص حكمة مهيّميه في كلمة ابراهيميه < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > در معنى مهيم < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > دليل اختصاص اين حكمت به ابراهيم ( ع ) < / فهرس الموضوعات > [ 5 ] فص حكمة مهيّمية في كلمة ابراهيمية مهيم اسم مفعول است از تهيم به معنى سر گشته و حيران گشته . و حيران و هيمان از افراط عشق است كه ناشى است از فرط محبت . و محبت اصل ايجاد خلايق و سبب ابداى حقايق است . كما قال تعالى بلسان حبيبه : « كنت كنزا مخفيا فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق » . و حصول افراط عشق از تجلَّياتى است كه وارد مىشود از حضرت جمال مطلق و مورث هيمان مىگردد به واسطهء مشاهدهء آثار جلال حق . و دوام هيمان و كمال حيرت ملايكه مهيّمه راست ، و از اناسى مجذوبان حضرت را ، و هر يك را از كاملان كه محبوبان حق و مجذوبان جمال مطلقند بحسب اختلاف طبقات و تفاوت درجات ايشان را نصيبى است از هيمان كامل و نصابى از كنج حيرت شامل ، بعضى را در ابتداى حال ، چون جذبه پيش از سلوك ، و بعضى را در انتهاى كمال ، چون جذبه بعد از سلوك ، تا بدان جذبه به مقصد اقصى و مطلب أسنى رسيده انخراط در سلك مهيّمين يابد ، و از بىخودى و نادانى هيمان و حيرانى در مخاطبه عشق خونريز ، كه از وجهى عين معشوق مهر انگيز است ، گويد ، بيت : < شعر > اى عشق منم از تو سر گشته و سودايى و اندر همه عالم مشهور به شيدايى در نامه مجنونان از نام من آغازند زين پيش اگر بودم سر دفتر دانايى اى باده فروش من ، سرمايهء جوش من از تست خروش من ، من نايم و تو نايى سرمايه ناز از تو ، هم اصل نياز از تو هم وامق شيدايى ، هم دلبر عذرايى گر زندگيم جويى در من نفسى در دم من مردهء صد ساله ، تو جان مسيحايى اوّل تو و آخر تو باطن تو و ظاهر تو مستور زهر چشمى در عين هويدايى < / شعر > و چون إبراهيم - عليه السّلام - اوّل كسى است كه حق - سبحانه و تعالى - بر وى تجلَّى كرده است به هويّت ذاتيهء ساريه در كلّ مظاهر كونيه ، و اوّل كسى كه از [ 88 - ر ] اولاد آدم فانى در حق شده و باقى به دو گشته و خلعت صفات ثبوتيّهء حقيقيه پوشيده ، اوست . كما ورد في الخبر الصحيح : « ان إبراهيم صلوات الله اوّل من يكسى