الناس . فهذا على بالمكانة به حكم التبع ما هو علىّ في نفسه . فإذا عزل زالت رفعته و العالم ليس ذلك . تعليل كلام سابق است . يعنى گاه مىباشد كه على به علوّ [ 87 - پ ] مكانت كه اجهل ناس باشد چون سلطان جاهل و وزير غير عاقل تحكم مىكند بر كسى كه اعلم ناس باشد ، و علوّ او علوّ صفاتى بود . و چون آن جاهل از حكومت معزول شود زايل شود رفعت او ، و ظاهر گردد فضيحت او . و عالم بر حال خود باشد از آن كه علم دولت ابدى و سعادت سرمدى است . شعر : < شعر > گداى مجرّد صفت را چو روزى سرش رفت جز پادشاهى نيابى ولى پادشاه را كه يك لحظه از سر كله گم شود جز گدايى نيابى < / شعر >