و شيخ در حكمت قدريّه مىگويد : « لا قدرة و لا فعل إلا لله خاصة » . لا جرم سرمايهء هر كمال و پيرايه جمال اوست ، بلكه اگر تحقيق كنى نسبت فعل و اقتدار به ما ، هم از آن روى بود كوما شد . خواجه - قدّس الله سرّه - مىفرمايد ، بيت : < شعر > در چشم تو گر چه شكل بسيار آمد چون در نگرى يكى بتكرار آمد گر قدرت و فعل هست ما را نه ز ماست ز آنست كه حق به ما پديدار آمد < / شعر > ثم إنه تعالى أطلعه على ما أودع فيه و جعل ذلك في قبضتيه : القبضة الواحدة فيها العالم ، و القبضة الأخرى فيها آدم و بنوه . و بيّن مراتبهم فيه . يعنى بعد از آن كه حق - سبحانه و تعالى - آدم را ايجاد كرد ، و متّصف - گردانيد به صفات خويشتن ، و علم خلافت او بر سر ملك بر افراخت ، او را مطلع ساخت بر آن چه در حقيقت او از اسرار الهيّه و معارف [ 28 - پ ] حقيقيه وديعت نهاد . كما قال الله تعالى : « عَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ » [76] . و اين مودع را در دو قبضه خويش گرفت كه يكى تجلَّى اوست به قدرت ايجاد در عالم كبير ، و ديگر ظهور او به كمالات در عالم صغير . يا خود قبضتين از اين عالمين عبارت است تا مراد از دو قبضه صفات فاعليه و قابليه بود . پس در يك قبضهء او عالم است اعنى اعيان موجودات بر سبيل تفصيل ، و در قبضهء ديگرش آدم و ابناى او كه مشتملند بر كلّ موجودات على الإجمال . و مراتب بنى آدم را در آدم بيان كرد . كما في الحديث : « ان الله تعالى مسح بيده ظهر آدم و اخرج منه بنيه مثل الذر » ، الحديث . يا معنى آن باشد كه بيان كرد مراتب ايشان را در حق و مقادير درجات ايشان را در ارتقا به جناب مطلق . و لما أطلعنى الله في سرى [77] على ما أودع في هذا الامام الوالد الأكبر ، جعلت في هذا الكتاب منه ما حدّ لي لا ما وقفت عليه ، فان ذلك لا يسعه كتاب لا العالم الموجود الآن . شيخ - قدّس الله سرّه - مىگويد : چون حضرت الهى به فيض فضل نامتناهى مرا در سرّ من اطلاع داد بر آن چه وديعت نهاد در تن امام والد أكبر كه آن آدم حقيقى است ، و مسمّى است به روح محمدى - چه آدم ابو البشر والد كبير است - درج كردم