و جفت آن نفس هم او پيدا كرد ، و از اين دو جفت مردان و زنان بسيار بپراكند » . معنى آيت به نسبت با عالم جبروت آن كه : بترسيد از پروردگار خود كه شما را از عقل اوّل بيافريد ، و روح او را كه نفس كليّه است از او پيدا كرد ، و رجال كثير و نساء در اين عالم عقول و نفوس [72] مجردهاند ، و به نسبت با عالم ملكوت نفس واحدة ، نفس كليه است ، و جفت او طبيعت كليّه و رجال نفوس ناطقه مجرده ، و نساء نفوس منطبعه و باقى قوى ، به نسبت با عالم ملك خود ظاهر است . فقوله : « اتَّقُوا رَبَّكُمُ » اجعلوا ما ظهر منكم وقاية لربكم ، و اجعلوا ما بطن منكم ، و هو ربكم ، وقاية لكم : فان الأمر ذم و حمد : [ 28 - ر ] فكونوا وقايته في الذم و اجعلوه وقايتكم في الحمد تكونوا أدباء عالمين . چون شيخ استشهاد به آيت كرد ، به ذكر مطلع آن قيام نمود و سالك را در حضرت حق تأدّب تعليم داد تا نوريّت او زيادت شود ، و در مهالك اباحت نيفتد ، چه توحيد افعال مقتضى استناد خير و شرّ است به حق ، پس اگر سالك هر دو را به حق اسناد كند ، پيش از زكاء و طهارت نفس ، شايد كه در بوادى اباحت هلاك شود ، و بعد از طهارت نفس به اسناد قبايح به حق موسوم گردد بسبب أساءت أدب . لا جرم « اتقاء » را به معنى « وقاية » دانست و گفت معنى آيت اينست كه وقايت سأزيد آن چه ظاهر است از شما كه آن جسد است با نفس منطبعه مر پروردگار خود را ، يعنى نسبت كنيد نقايص را با نفس خويش تا وقاية رب خود باشيد در ذمّ ، و آن چه از شما باطن است و آن روح است كه تربيت شما مىكند ، وقاية خويش سأزيد در حمد ، يعنى نسبت كنيد كمالات را به رب خود . چنان كه حق - سبحانه و تعالى - از زبان ملايكه خبر مىدهد كه : « سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا » [73] . چه امر ذمّ است و حمد . پس شما وقاية او باشيد [74] در ذمّ ، و او را وقاية خود سأزيد در حمد ، تا سلوك مسالك أدب و انتهاج مناهج علم بتقديم رسانيده باشيد ، و در سنّت كمالات به حق شما را از ظهور انيات و تقيد به قيد هستى خلاصى دست دهد ، و شيطان [75] بر شما سلطان نباشد . آرى ، بيت : < شعر > علتى برتر ز پندار كمال نيست در جان تو اى مغرور ضال < / شعر >