فقد بان لك عن الله تعالى أنه في أينية كل وجهة . يعنى : به حكم * ( فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه الله ) * [48] نزد تو ظاهر شد كه حق تعالى در هر جهت كه رو نمايند در آن جهت است ، و بى او هيچ جهت نيست و به حقيقت به هر جهت كه روى آرند به مقتضاى « وَقَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاه » [ 163 - ر ] [49] روى به خدا آوردهاند . بيت : < شعر > در بتكده ها غير ترا مىنپرستند آن كس كه برد سجده بر سنگ و گل و چوب < / شعر > و ما ثمّ إلا الاعتقادات . فالكل مصيب . يعنى در أينيّات كه جهات است نيست الَّا اعتقادات ، زيرا كه اعتقادات جهات معنويه است كه متوجه مىشود به سبب آن اعتقادات به جانب حق دلهاى معتقدان . و جهات شامل حسيّه و عقليّه است و همه متوجهان به هر جانب و به هر سو كه روى نمايند مصيبند زيرا كه هيچ جهت نيست كه حق در او ظاهر نيست و همه جهات مظاهر آيات حقاند . بيت : < شعر > بهر ديده روشنان يزدان فرد شش جهت را مظهر آيات كرد < / شعر > و كل مصيب مأجور . يعنى : هر كه رأى و طريق او موافق حق باشد ، و چون حق را در جميع جهات صورى و معنوى ظهور و بروز است پس به هر جهت و هر عقيده و وجه كه روى آرند روى به حق آورده باشند و از حق مطلق حظَّ و نصيب يافته ، پس در آن اعتقاد مأجور و مثاب باشند . و كل مأجور سعيد و كل سعيد مرضى عنه . يعنى : هر كه از جانب حق مأجور و مثاب باشد البته سعيد و نيك بخت است ، و هر كه نيك بخت است البته ربّ وى از وى راضى است و به سعادت رضاى حق رسيده است . و إن شقي زمانا [ ما ] في الدار الآخرة . يعنى : سعيد مرضى عنه است اگر چه در دار آخرت چند وقت شقي و بدبخت شود مثل فسّاق امّت مرحومه محمديه - عليه الصلاة و السّلام - و آن شقاوت موجب عدم