يعنى اين سرّ كه عين تست زايل نمىشود ابدا ، پس ربوبيت نيز هرگز زايل نمىگردد از آن كه وجود نيست عين موجوده را در خارج مگر به ربّش ، و عين موجوده را وجود خارج دائمى است بحسب نشأت دنياويه و برزخيه و اخرويه . پس ربوبيت نيز دائمى باشد . و كل مرضى محبوب ، و كل ما يفعل المحبوب محبوب . و هر مرضى به نسبت آن كه از او راضى است محبوب است از براى تعلق ارادت و رضاى او بدان مرضى ، يا محبوب است به نسبت با ما . و آن چه محبوب مىكند هم محبوب است يعنى چون همه افعال از حضرت اسماء است و اسماء كه كمالات ذات محبوبات و مطلوبات است لا جرم ، بيت : < شعر > هر چه آن نازنين كند خوب است كانچه محبوب كرد محبوب است < / شعر > فكله مرضى ، لأنه لا فعل للعين ، بل الفعل لربها فيها فاطمأنت العين أن يضاف إليها فعل ، فكانت « راضية » بما يظهر فيها و عنها من أفعال ربها ، « مرضية » تلك الأفعال لأن كل فاعل و صانع راض عن فعله و صنعته ، فإن وفّى فعله و صنعته حقّ ما عليه [3] . يعنى : هر چه مىكند و جارى مىگردد در وجود ، مرضى است از آن كه عين را هيچ فعل نيست بلكه فعل ربّ او راست ظاهر گشته در وى . پس آرام يافت و بياسود عين موجوده از شامت اضافت فعل به سوى او . پس راضى باشد به آن چه ظاهر مىشود در وى ، و پيدا مىگردد از وى از افعال ربش ، و قبول او ظهور اين افعال را در وى ، و ادراك مظهريت خود مر كمالات و مرادات رب را بتمكين او [4] عين رضاى اين عين است ، و هم مرضى باشد اين افعال نزد رب ، از آن كه هر قابل و صانع راضى است از فعل و صنعت خويش كه فعل و صنعت خود را [ 114 - ر ] بر آن نوعى كه مىبايد و بر آن نهجى كه حكمت او را شايد توفيه كرده است . و لهذا حق - سبحانه و تعالى - مىفرمايد : « أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَه ثُمَّ هَدى » أي بيّن أنه أعطى كل شيء خلقه ، فلا يقبل النقص و لا الزيادة .