است . و شيخ سهل بن عبد الله - قدّس سرّه - به لفظ « أنت » اشارت به عين ثابته كرد . يعنى آن سرّ عين ثابته است [3] . پس رب و مربوب ربوبيتاند ، و به لفظ « أنت » اكتفا كرد از رب به مربوب ، از براى آن كه مربوبى كه عين ثابته است صورت رب خود است . پس او اوست در حقيقت ، نه غير اوست . و تغاير به اعتبار است . خواجه مىفرمايد - قدّس سرّه - : < شعر > من از تو جدا نبودهام تا بودم اين هست دليل طالع مسعودم در ذات تو ناپديدم ار معدومم در نور تو ظاهرم اگر موجودم < / شعر > پس اگر ظاهر شود يعنى زايل شود سرّى كه عين تست ربوبيت باطل شود از آن كه ربوبيت ظاهر نمىشود مگر به مربوب . پس زوال مربوب موجب زوال ربوبيت است . پس « ظهور » را اينجا به معنى مشهور حمل نتوان كرد و الَّا بطلان قول شيخ لازم آيد كه « لو ظهر لبطلت الربوبية » ، زيرا كه به ظهور مربوب ربوبيت ظاهر مىشود . چنان كه شيخ در « حكمة نبوية » مىگويد : < شعر > فلولاه و لولانا لما كان الذي كانا < / شعر > اما حضرت مولانا كمال الدين عبد الرزاق - رحمه الله - در شرح فصوص در اين موضع چنين گفته است كه : « سرّ ربوبيت آنست كه ربوبيت بر وى متوقف است . يعنى مربوب است از براى آن كه ربوبيت از امور اضافيه است » . اما توضيح نكرده است كه اين سرّ كه مربوب است اگر ظاهر شود ربوبيت چگونه باطل شود . و ليكن بعضى گفتهاند : معنى آنست [ 113 - پ ] كه اگر عين مربوب كه سرّ عبارت از اوست به جميع احوالش و به جميع [ آثارش كه ] در استعداد اوست ظاهر گردد ربوبيت باطل شود از براى آن كه عين مربوب بر آن تقدير به مربوب نماند و رب به رب نماند از آن كه ربوبيت عبارت است از اظهار آن چه در عين مربوب مخفى است از كمال و بر تقدير ظهور عين مربوب و ظهور آن چه در استعداد اوست تأثير رب در مربوب كه عبارت است از ربوبيت ، منقطع شود . پس ربوبيت باطل شود . و هو لا يظهر فلا تبطل الربوبية لأنه لا وجود لعين إلا بربه . و العين موجودة دائما فالربوبية لا تبطل دائما .