responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) نویسنده : خواجه نصير الدين الطوسي    جلد : 1  صفحه : 184


كه هر گاه كه مردم در آب نباشند غرقه نشوند و اتفاقى و استصحابى بحسب صورت منعكس نشود چه در مواد ممتنع التالى چنانك گفتيم عكسش باطل بود مثلا توان گفت چون زنگى اسود است اضداد مجتمع نيست و نتوان گفت چون اضداد مجتمع است زنگى اسود نيست اما اگر ممكن التالى بود منعكس شود و موجبه جزوى منعكس نشود چه توان گفت گاه بود كه چنين بود كه اگر اين شخص حيوان بود انسان نبود و نتوان گفت گاه بود كه چنين بود كه اگر اين شخص انسان بود حيوان نبود و سالبه لزومى خواه جزوى و خواه كلى منعكس شود و عكسش جزوى لزومى بود چه مقدم چون اقتضاء نفى تالى كند لازم آيد كه در بعضى اوقات وضع تالى با مقدم ممتنع الوجود بود و الا آن منافات صادق نبوده باشد مثلا چون گوئيم هرگز چنين نبود كه چون زيد كاتب بود دستش ساكن بود عكسش لازم باشد كه گاه بود كه چنين نبود كه چون دست زيد ساكن نبود او كاتب نبود يعنى گاه بود كه چون دست زيد ساكن نبود او كاتب بود و اين عكس كلى نشايد چه نتواند گفت كه هرگز چنين نبود كه چون دست زيد ساكن نبود او كاتب نبود چه بر تقدير آنك كارى ديگر كنند دستش ساكن نبود و او كاتب نبود و سالبه اتفاقى و استصحابى منعكس نشود چه توان گفت هرگز نبود كه چون سواد لون بود اضداد مجتمع بود و نتوان گفت گاه بود كه چنين بود كه چون اضداد مجتمع نبود سواد لون نبود بل هميشه اضداد مجتمع نبود و سواد لون بود پس اگر ممكن التالى بود منعكس شود و اما بيان آنك عكس موجبه كلى را سالبه كلى كه مقدمش مقابل تالى بود و تاليش عين مقدم لازم بود و عكس سالبه را موجبه جزوى هم بر اين وجه لازم باشد همان است كه

184

نام کتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) نویسنده : خواجه نصير الدين الطوسي    جلد : 1  صفحه : 184
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست