إسم الكتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) ( عدد الصفحات : 617)
آنك باعتبار زمان استقبال بود پس قومى ديگر بنا بر اين مذهب گفته اند موضوع قضيه مطلقه اشخاص موجود بود در خارج و بس و بر آن تقدير اگر وقتى بيرون سواد هيچ رنگ موجود نبود توان گفت همه رنگها سواد است و اين مطلق بود و در غير آن وقت توان گفت ممكن بود كه همه رنگها سواد بود يعنى در استقبال و اين اصطلاح ركيك است و مخالف عرف و مقتضى آنك جهت متعلق بسور بود و كسانى كه اين اعتبار كنند مناقضات بسيار لازم آيد كه ايراد آن مقتضى تطويل باشد و فائده باحدى نبود اين است سخن در اصناف مطلقات فصل ششم در اعتبار اقسام عرفى و مشروط بحسب اعتبار جهات ذاتى چون ايجاب محمول بر موضوع يا سلبش از او بحسب وصف موضوع بود خالى نبود از آنك يا اعتبار ضرورت و دوام حمل كنند بحسب وصف يا اعتبار مقابلات اين جهات يعنى امكان و اطلاق و اول مصطلح و متعارف است ميان اهل علم و ارباب لغات چنانك در علم برهان و غير آن معلوم شود و دوم مصطلح و متداول نيست الا آنك از اعتبار تقابل و تناقض و انتاج مختلطات در صنف اول آن اعتبار لازم آيد و به اين سبب اهل اين صناعت صنف اول را در اقسام جهات شمرده اند و از بحث احوال صنف دوم اعراض كرده اند و چون اعتبار ضرورت و دوام حمل كنند بحسب وصف خالى نبود از آنك يا اعتبار ضرورت تنها كنند يا اعتبار دوامى عامتر از ضرورت يا اعتبار دوامى كه از ضرورت خالى بود و اول مشروط بود و دوم عرفى و سيوم عرفى لا مشروط پس اگر بر اين اعتبار اقتصار كنند و اعتبار احوال حمل به نسبت محمول با ذات موضوع نكنند اين جهات جهات وصفى بسيط بود اما اگر اعتبار جهات ذاتى با اين اعتبار بهم مقارن شود جهات مركب از هر دو اعتبار حاصل آيد و اعتبار حال