مطلقه مطلق عام است كه شامل همه قضاياى فعلى باشد چنانك گفتيم و قومى از حكما بعد از ايشان مانند اسكندر افروديسى و غير او گفته اند ضرورى ذاتى در تحت مطلق نيايد و باقى قضاياى فعلى كه مشتمل بود بر پنج قسم باقى از اقسام ضرورى داخل بود در مطلق پس باقى قضايا منقسم بود بانچه حكم در او بالقوه بود و آن ممكن باشد و بانچه حكم بالفعل بود و آن يا ضرورى بود يا مطلق و اين مطلق را بعضى مطلق خاص خوانند و بعضى وجودى يعنى حكم بوجود ايجاب يا سلب فقط است نه بامكان صرف و چون ميان دائم و ضرورى فرق كنند اين مطلق دو صنف شود يكى آنك بلا ضرورت مقيد بود و آن را وجودى لا ضرورى خوانند و ديگر آنك بلا دوام مقيد بود و آن را وجودى لا دائم خوانند و اين خاصتر از اول بود چه رفع خاص عامتر از رفع عام بود و مطلقات به اين اعتبار چهار صنف بود مطلق عام و مطلق عرفى و مطلق خاص لا ضرورى و مطلق اخص لا دايم و اين هر دو وجودىاند و فرق ميان عرفى عام و مطلق عرفى آنست كه در مطلق عرفى موضوع به شرط وصف مقارن وضع كنند مثلا چون گويند متحرك بان هر ذات خواهند كه موصوف بود بمتحركى در آن زمان كه موصوف