حمد بيشتر بود و در خيرات بالطبع مانند صحت كمتر بود . فصل هفتم در اختلاف اصناف اختلاف اصناف يا بحسب اسنان بود يا بحسب اختلاف آنچه تعلق باتفاق دارد مانند توانگرى و نسب و بخت و جلدى يا بحسب اغراض و همتها مانند پادشاهى و سياست و زهد و صناعتها يا بحسب اختلاف بلاد مانند عربى و عجمى و تركى و هندى و رومى يا بحسب اختلاف حال نفوس در عظم و صغر و ابتدا از اخلاق اسنان كنيم گوئيم جوانان را شهوت مناكح و ملابس بيشتر بود و منقلب طبع و زود خشم و سخت خشم و زود ملالت و خوش خوى باشند و كرامت و غلبه دوست دارند و تحمل ضيم كمتر كنند و شجاعت با نهمت آميخته بر طبع ايشان مستولى بود و زود منخدع شوند و سخن هر كس قبول كنند بسبب نيكو ظنى و كم تهمتى و قلت تجربت و فسيح امل و مستحيى و بزرگ همت باشند و خود را در كارها كياستى تصور كنند و چون خطا كنند زود شكسته شوند و سيرت ايشان طلب لذت بود و آنچه در اين باب نافع بود و اقران و نزديكان را دوست دارند بسبب دوستى مخالطت و مصاحبت و معاشرت و در كارها بافراط و غلو مايل باشند و ظلم آشكارا كنند از شدت غضب و قلت خوف و رحيم دل باشند از سرعت تصديق غير و گربزان و مكاران را دشمن دارند و هزل و مزاح و شنيدن اسمار دوست دارند و شجاعان در بعضى اخلاق مانند نيكو ظنى و زود خشمى و قلت خوف و جزع و غير آن مانند ايشان باشند و اين اخلاق كسانى بود كه از سى سنشان كمتر بود بحسب اغلب و پيران بضد آنچه گفتيم بد خوى باشند و حريص بر ماكل و زود