خشم از سرعت انفعال و ضعيف خشم و نفع دوست دارند و منخدع نشوند و در هيچ كار حكم جزم نكنند از بسيارى تجربه و به حمد و ذم ملتفت نباشند و بد ظن باشند و خايف از عواقب و در دوستى و دشمنى غلو نكنند بل دوست دشمن شكل و دشمن دوست شكل باشند و خرد همت و متهاون و نا اميد باشند و جز باسباب معاش التفات نكنند و بمروت و كرامت ميل نكنند بل بخيل طبع باشند و بد دل و حريص بر مال و مصيب باشند در رايها و بعدل مايل نه از فضيلت بل از صغر نفس و وقح و بيحيا و عفيف شكل و مترائى بصلاح از عدم ميل بلذات و طالب فضايل نباشند از نا اميدى و ظالم طبع بر وجه مكر و خديعت و رحيم دل نه از قبول قول متظلم بل از ضعف نفس و استعظام شر و صابر باشند و بجد مايل و بد دلان در بعضى اخلاق مانند ايشان باشند و اين اخلاق كسانى بود كه سن ايشان از پنجاه بيشتر بود و متوسطان متوسط باشند ميان تهور و جبن و تصديق و تكذيب و ديگر اخلاق پس اخلاق ايشان چنان بود كه بايد شجاعت خالى از طرفين و تصديق بى اغترار و هذل بجد آميخته و عفت نه از سر عجز و ايثار جميل كنند نه ايثار لذت و نفع و در ديگر اخلاق بر اين قياس اما در اخلاق اصحاب امور اتفاقى گوئيم اهل نسب و ابوت كرامت و مدح دوست دارند و تعظيم گذشتگان بيشتر از معاصران كنند و پر دل و متكبر و متطاول باشند و تا اثر كرم پدران با ايشان بود طبع ايشان بمروت و كرم مايل بود و چون روزگار بر آيد و آن اثر منمحى شود بى هنر و بى كفايت و ذليل و خسيس طبع شوند و اغنيا تسلط و استخفاف دوست دارند و معجب و دراز زبان و متصلف و مدح دوست باشند و همه چيز از آن خود دانند و همه كس را حسود خود شمرند و در ضعف رويت و غير آن متشبه باشند بزنان و از قوت و استظهار در بعضى اخلاق متشبه باشند بجوانان و خصوصا در ظلم آشكارا