إسم الكتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) ( عدد الصفحات : 617)
مقولات عشره و عادت اهل صناعت چنان رفته است كه ختم قاطيغورياس بشرح اصناف تقابل و تقدم و تاخر كنند فصل هشتم در معرفت اقسام تقابل متقابلان دو چيز را گويند كه يك موضوع را در يك زمان مجتمع نتواند بود بالفعل و اگر چه بالقوه هر دو آن موضوع را توانند بود و آن چهار قسم بود اول متقابلان بسلب و ايجاب و آن دو نوع بود مفرد مانند فرس و لا فرس و مركب مانند زيد فرس است زيد فرس نيست چه اطلاق اين دو معنى بر يك موضوع در يك زمان محال بود دوم متقابلان بتضايف مانند ابوت و بنوت و ديگر انواع مضاف چه اجتماع اين دو نوع در يك موضوع بيك وجه در يك زمان محال بود سيوم متقابلان بتضاد مانند سواد و بياض و حرارت و برودت و ضدان دو متقابل را گويند كه در يك موضوع جمع نتوانند آمد و انتقال موضوع از هر يكى به يكى محال نبود و لا محاله اضافت عارض تضاد باشد چه ضد باضافت با ضدى ديگر تواند بود چهارم متقابلان بملكه و عدم و ملكه را قنيه نيز خوانند مانند تقابل بصر و عمى و مراد ببصر اينجا نه آن قوت ابصار است كه بمعنى امكان بود و جنين را در شكم مادر حاصل بود نه آن فصل ابصار كه در حال مشاهده مبصرات حاصل بود بل آن قوت كه حيوان بينا را در همه احوال چه در حالت ديدن و چه در حالت چشم بر هم نهادن حاصل باشد و با وجود آن قوه قادر بود بر فعل ابصار هر گاه كه خواهد و عدم ملكه نه عدم مطلق بود بل عدم بصر بود در موضوعى كه از شان او بود