از آن عامتر معلوم شود كه ذو رجلين علت اين اوصاف نيست پس بمعاونت نظر در قواعد طبيعى معلوم شود كه وجود قرن علت عدم سن است بسبب صرف ماده در قرن و عدم سن علت احتياج است به گوش تا تلافى قصورى كه بسبب نقصان مضغ افتد به كرش صورت بندد و همچنين از قسمت نباتيات باجزاء و اعتبار احوال اقسام معلوم شود كه وجود عرض ورق و انتشار آن در درختان مانند انگور و انجير متساوى باشد پس معلوم شود كه رطوبتى كه سبب تماسك اجزاء بود بسبب عرض ورق در معرض تلاشى باشد و به اين وجه عرض سبب انتشار بوده باشد و امثال اين علل در براهين و حدود واقع باشد و از آن انتفاع بود و احتياط در آنك ملزوم هر لازمى بالذات چيست واجب باشد تا بجاى ملزوم امرى عامتر يا خاصتر وضع نكنند كه اخذ ما بالعرض مكان ما بالذات لازم آيد و حكم منتقض شود و ببايد دانست كه مسايل بسيار در علمهاى معادن و نبات و حيوان از اين نوع قسمت مستفاد بود و حدود بسيار چيزها بمعرفت آن معلوم شود و ليكن فائده قسمت كلى بجزويات در حدود بيشتر بود و فائده قسمت كل باجزاء در براهين و اقيسه بيشتر فصل هفتم در بيان حال حصول در اقتناص حدود بعد از معرفت اجناس عاليه هيچ بحث مهمتر از استكشاف حال فصول نباشد چه اجناس و انواع متوسط و سافل بل حدود حقيقى از تركيب جنس عالى با فصول مترتب حاصل شود چنانك گفته ايم و فصول را اوصاف و شرايط بسيار شمرده اند اما اكثر آن شرايط مشترك است ميان فصول و بعض خواص و اعراض ذاتى و آنچه از آن جمله مقوم فصل است كه فصل برعايت آن شرط فصل باشد يك شرط است و آنچه مقتضى كمال فصل است كه فصل برعايت آن شرط قريب باشد يك شرط ديگر و ديگر شرايط هر چند