responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) نویسنده : خواجه نصير الدين الطوسي    جلد : 1  صفحه : 406


و بعضى مسئله را كه از علمى نقل كنند و مبدا علمى ديگر سازند نقل برهانى نيز خوانند اما اول به اين اسم اولى است و ببايد دانست كه براهين علم مناظر و موسيقى بحقيقت از هندسه و حساب است اما چون هر يكى از آن صور كه بمثابت فروع باشند در صناعت حدود خود به قوت نظاير بسيار باشد خارج از حد احصاء و اخراج آن بتمامى از اصول صناعت بفعل در وسع بشرى نيايد و اگر بعضى را كه وقتى ديگر يا در علمى ديگر به كار آيد اخراج كنند آن علم نا متناسب شود پس در آن علم تعرض امثال آن نرسانند و در علم سافل چون بان احتياج افتد لا محاله از آنجا بيان بايد كرد پس بر وجهى خاص موضوع آن صناعت بيان كنند و اين است سبب ضرورت نقل برهانى در اين موضع بحقيقت فصل هفدهم در بيان آنك محمولات غير مناسب در مقدمات و نتايج برهان نيفتد هر محمول كه موضوع را ذاتى نبود بحسب موضوع يا جنس قريب او مناسب او نبود چنانك گفته آمد پس يا بحسب جنسى بعيد ذاتى بود يا نبود اگر بود وجودش موضوع را در آن علم كه بان موضوع خاص بود مطلوب نتواند بود اما ممكن بود كه در علمى بلندتر كه موضوعش جنس بعيد باشد مطلوب بود مثلا حكم بانك بدن انسان ملون بود يا مشف در علم طب مطلوب نتواند بود اما در طبيعى شايد كه مطلوب بود و ليكن در طبيعى اين محمول غير ذاتى و غير مناسب نباشد پس محمولات عرضى كه عامتر از موضوعات بود و اگر چه لازم بود در هيچ صناعت مطلوب نتواند بود بر اطلاق و همچنانك مطلوب نتواند بود حد اوسط نيز نتواند بود هيچ مطلوب را چه اقتضاء حكمى موضوع را از آن جهت كه موضوع است نتواند كرد بل اگر كند از جهت امرى عامتر كند و آنگاه آن امر را عارض عام نبوده باشد بل ذاتى بوده باشد مثلا سواد غراب را

406

نام کتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) نویسنده : خواجه نصير الدين الطوسي    جلد : 1  صفحه : 406
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست