إسم الكتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) ( عدد الصفحات : 617)
و فراست و غير آن از اين قبيل بود و وثاقت و عدم وثاقت در آن راجع بود با كثرت وجود و قلتش فصل پانجدهم در موضوعات و مبادى و مسائل علوم برهانى و آنچه در فواتح بعضى علوم ياد كنند هر علمى را سه چيز بود موضوع و مبادى و مسايل و موضوع علم آن چيز بود كه علم مشتمل بر بحث از اعراض ذاتى او بود و مبادى علم قضايائى بود كه براهين آن علم مؤلف از آن قضايا باشد و در آن علم بر آن قضايا برهان نگويند يا از جهت وضوح يا از جهت آنك آن قضايا مسائل علمى ديگر بود بلندتر يا فروتر از آن در مرتبه و مسايل آن قضايا بود كه در آن علم برهان بر آن گويند بل علم مشتمل بر آن براهين باشد پس موضوع ما عليه البرهان يا ما فيه البرهان بود و مبادى ما منه البرهان و مسايل ما له البرهان اما موضوع علم يا يك چيز مفرد بود يا چيزهاى بسيار و يك چيز مفرد يا بحسب ذات بر اطلاق موضوع علم بود يا بحسب عارض و عارض يا ذاتى بود يا غريب و اول مانند عدد حساب را و دوم مانند جسم از آن روى كه موضوع تغير است علم طبيعى را و سيوم مانند اگر متحرك علمى را كه به او منسوب است و چيزهاى بسيار را تا با يكديگر مناسبتى نبود كه مؤدى بود بنوعى اتحاد موضوع يك علم نتواند بود و آن مناسبت يا بسبب اشتراك بود در معنى ذاتى چنانك خط و سطح و جسم اگر هر سه را موضوعات هندسه نهند در مقدار ذو وضع كه جنس ايشان است و يا در معنى عرضى چنانك نقطه را با اين سه نوع در اتصال كه در اتصال مناسبت مانند ايشان است اگر او را نيز در هندسه مدخلى نهند و يا در نسبت با مبدا مانند موضوعات علم كلام كه منسوبند بيك مبدا و يا در نسبت با