مقتضى تصديق غالب مظنونات بود و مقتضى تخييل مخيلات اين است تمامى سخن در اين باب فصل سيوم در اصناف مطالب مطالب دو صنف باشد اصول و فروع صنف اول آنست كه اقتصار بر آن كافى بود در اكثر مواضع و آن سه مطلب بود كه هر يكى منقسم شود به دو قسم و بان اعتبار شش شود ا مطلب ما و آن يا طلب معنى اسم را بود چنانك عنقا چيست و يا طلب حقيقت و ماهيت مسمى را چنانك حركت چيست ب مطلب هل و آن يا بسيط بود يا مركب و بسيط طلب وجود موضوع را بود چنانك فرشته هست و مركب طلب وجود محمول بود موضوع را چنانك فرشته ناطق است و وجود در اين قسم رابطه باشد و در قسم اول محمول و ارسطاطاليس اول را موجود بكل خواند و دوم را موجود بجزو ج مطلب لم و آن يا بحسب اقوال بود يا بحسب نفس امور و اول طلب علت وجود تصديق را بود در ذهن چنانك چرا عالم را علتى است و دوم طلب آن علت را در خارج چنانك چرا مغناطيس جذب آهن كند و صنف دوم از مطالب كه فروع است بعدد بسيار بود و مشهورترين شش بود مطلب اى و مطلب كيف و مطلب كم و مطلب اين و مطلب متى و مطلب من و جمله راجع بود با مطلب هل مركب اگر موضع طلب بتعيين معلوم بود چنانك گوئى هل هو ناطق و هل هو اسود و هل هو عشره و هل فى الدار و هل هو الان و هل هو زيد و از جمله بسيطتر مطلب اى است و آن طلب تميز را بود بفصول ذاتى يا بخواصى عرضى و اگر خواهند مطلب اى را نيز از اصول شمرند و ديگر فروع را به او راجع كنند چنانك