responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) نویسنده : خواجه نصير الدين الطوسي    جلد : 1  صفحه : 176


بعضى حيوان انسان نيست لازم آيد كه بعضى لا انسان لا حيوان نبود يعنى حيوان بود و بيان همان است كه در همه ابواب كلى گفته آمد اين است تمامى سخن در عكس نقيض و ببايد دانست كه چون عكس نقيض موجبه در قوت قضيه سالبه است و عكس نقيض سالبه در قوت قضيه موجبه به شرط آنك هر دو معدوليه الموضوع باشند احكام عكس مستوى و عكس نقيض در ايجاب و سلب متكافى است يعنى حكم ايجاب در هر باب حكم سلب است در ديگر باب و اعتماد بر خلف چنانك عادت بعضى منطقيان است در تعيين جهت عكس مستوى يا نقيض مفيد نباشد چه بر تقدير صدق جهتى معين هر جهت كه از آن عامتر بود هم صادق بود و حجتهاى خلفى در هر دو متساوى از جهت آنك صدق خاص مستلزم صدق عام بود و كذب عام مستلزم كذب خاص و از جهت خلفى كه دال بود بر كذب نقيض جهتى كذب نقيض جهتى خاصتر از آن معلوم نشود چه صدق عام مستلزم صدق خاص نبود و نه كذب خاص مستلزم كذب عام و ببايد دانست كه هر قضيه كه منعكس شود به يكى از دو عكس عكس آن قضيه لازمش باشد پس در صدق تبع او بود اما در كذب واجب نبود كه تبع او بود چه صادق لازم كاذب تواند بود چنانك در شرطيات گفته ايم و مثالش در اين موضع اگر اصل كل حيوان انسان يا لا شىء من الحيوان به انسان كاذب بود و عكس بعض الانسان حيوان يا ليس بعض ما ليس به انسان ليس به حيوان صادق بود اين است تمامى سخن در عكس حمليات و بالله التوفيق فصل يازدهم در اعتبار جهت و نقيض و عكس در قضاياى شرطى بيشتر منطقيان ماده و جهت در شرطيات اعتبار نكرده اند و كسانى كه اعتبار كرده اند گفته اند كه آن اعتبار بمتصلات خاص است

176

نام کتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) نویسنده : خواجه نصير الدين الطوسي    جلد : 1  صفحه : 176
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست