إسم الكتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) ( عدد الصفحات : 617)
فصل چهاردهم در بيان تلازم و تباين قضايا باعتبار استواء و انعكاس اجزاء و مقابلات اجزاء هر معنى كلى مفرد كه جزوى از قضيه حملى تواند بود خواه محصل و خواه معدول چون آن را با معنيى ديگر مانند او اعتبار كنند خالى نبود از آنك يا يكى بر ديگر حمل توان كرد بايجاب كلى يا نتوان كرد و اگر توان كرد يا منعكس بود هم در حمل ايجابى كلى يا نبود اگر بود آن دو معنى متساوى باشند در دلالت و اگر نبود يكى خاصتر بود و ديگرى عامتر و اگر هيچ كدام بر ديگر حمل نتوان كرد يعنى حمل كلى نتوان كرد لا محاله ميان اين دو معنى مباينتى بود پس خالى نبود از آنك يا جمع هر دو و خلو از هر دو ممكن بود و يا جمع ممكن بود و خلو ممتنع يا خلو ممكن بود و جمع ممتنع يا هر دو ممتنع بود و از آن دو معنى هر كدام كه موضوع كنند و ديگر محمول به يكى از اين اعتبارات در صحت ايجاب يا سلب تفاوتى نباشد مگر آنجا كه يكى خاصتر بود و ديگر عامتر بود چه ميان آنك خاص موضوع كنند و عام محمول يا بر عكس تفاوت بود پس اين اختلاف در هفت قسم منحصر باشد ا آنك محمول و موضوع هر دو متساوى باشد مانند انسان و ناطق ب آنك موضوع خاصتر بود از محمول مانند انسان و حيوان ج بر عكس مانند حيوان و انسان د آنك جمع و خلو ممكن بود مانند انسان و اسود ه آنك جمع تنها ممكن بود مانند حيوان و لا انسان و آنك خلو تنها ممكن بود مانند حيوان و فرس ز آنك هر دو ممتنع بود مانند انسان و لا انسان و هر قضيه كه محمول و موضوعش متعين باشد چون محمول موضوع