نام کتاب : مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية نویسنده : السيد الخميني جلد : 0 صفحه : 52
< شعر > « از سبب سوزيش من حيران شدم وز سبب سازيش سرگردان شدم از سبب سازيش من سوداييم وز سبب سوزيش سوفسطاييم » < / شعر > و نيز منقول است : إنّ قلب المؤمن وسع جلال الله و عظمته . نقل و تأييد مصنف محقق ، قدس الله عقله ، در « مصباح » سى و دوم بيان فرمودهاند كه اسماء الهيه و صور اسمائيه ، يعنى اعيان ثابته ، از ناحيهء فيض اقدس از غيب ثانى به مرتبهء واحديت تنزل نمودند و از آن جا كه هر عينى صورت و مظهر اسمى يا اسمائى مىباشد ، و حقيقت هر شيء نيز عبارت است از تعين آن شيء در علم حق ، ناچار هر عين ثابتى صورت قدرى آن كس است كه از ناحيهء تجلى اسم مناسب با حال و استعداد آن حقيقت وجود خارجى پيدا نمايد و علم حق در اين مرتبه ظاهر نمايد آن چه را كه در آن عين كامن بوده است . حضرت امام ، رضوان الله عليه ، در بيانات خود به نحو تلخيص به اين مهم توجه نمودهاند . و اين مسئله يكى از غوامض علم توحيد است و در روايات و آيات تصريحا و تلويحا ، و در مواردى تلميحا ، از اين اصل الأصول مباحث « قدر » پرده برداشته شده و حقيقت آن در معرض شهود هشياران صومعهء ملكوتى قرار گرفته است : قال السيد المحقق الداماد ، رضى الله عنه ، فى القبسات : لقد صحّ بتواتر النقل المستفيض عن سيّد البرايا ، صلى الله عليه و آله ، أنه قال : « جفّت الأقلام و طويت الصحف . » و قال ، عليه و على أولاده السلام : « أوّل ما خلق الله القلم . فقال له : أكتب . فقال : ما أكتب ؟ » قال تعالى : « القدر ما كان و ما يكون و ما هو كائن إلى الأبد . » [30] قال ، صلوات الله عليه و آله الطاهرين : « ما من نسمة
[30] - در برخى از روايات به قلم خطاب مىشود كه أكتب علمى فى خلقى إلى الأبد . يعنى ، آن چه قلم بر صفحهء وجود رقم مىزند علم عنائى حق ، و يا علم حق به نظام وجود است . و آن چه كه به فعليت مىآيد در علم عنائى حق وجود دارد ، و با نظامى خاص در صفحهء اعيان ظاهر مىگردد . و آن چه كه ثابت است عوالم غيبى است و آن چه كه متغير است حقايق موجود در عالم دنيا و ماده و شهادت است كه فيض حق ثابت ، و مستفيض متغير است و از ناحيهء موجوداتى كه به مقام تجرد مىرسند ، اعم از تجرد عقلى و برزخى ، قوس صعودى تحقق مىيابد .
مقدمة الآشتياني 52
نام کتاب : مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية نویسنده : السيد الخميني جلد : 0 صفحه : 52