نام کتاب : مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية نویسنده : السيد الخميني جلد : 0 صفحه : 135
معهودهء عروض است . شيخ شبسترى ، آن عندليب گلستان توحيد ، فرموده است : « من و تو عارض ذات وجوديم » . [134] از عبارات مذكور در رسالهء حاضر ، مصباح الهداية ، از جمله همين مبحث ، معلوم مىشود كه مصنف محقق وجه جمع آخوند ملا صدرا را پسنديدهاند و اشكالى بر مطالب آن بزرگ نكردهاند . آقا على مدرس در بدايع الحكم در مقام ترجيح قول عرفاى شامخين گفته است : از آن جا كه [ وجودى عام ] تمام اثر مبدأ اول باشد و تمام ظهور اسماء و صفات او ، در حقيقت أطوار أطوار حق اوّل بود ليكن نه به حسب ذات و كنه ، بلكه به حسب فعل و ظهور و وجه : < شعر > در هر چه بنگرم تو پديدار آمدى اى نانموده رخ تو چه بسيار آمدى < / شعر > و چون هويت خاصهء مجعول بالذات در مرتبهء اقتضاى جاهل بالذات ، كه عين ذات او بود به حكم مناسبت ذاتيهء جاعل بالذات با مجعول بالذات - نظر به عدم امكان عموم اقتضاى او ، يا تساوى اقتضاى او نسبت به مجعول بالذات و غير او ، و الا تخصيص بلا مخصص لازم آيد - بايد متعيّن بود به تعينى كه او را به حسب وجدان بود ، نه به حسب فقدان زيرا كه حد عدمى ، يعنى فقدانى ، كه مجعول بالذات باشد ، به حسب مقامى كه او را در ترتب و نظام وجود بود ، در مرتبهء ذات و اقتضاى ذاتى جاعل بالذات نباشد و الا جاعل بالذات محدود شود در مرتبهء ذات به حدى كه مجعول بالذات را بود بلكه تركيب در ذات او
[134] - به طورى كه به ياد دارم مغفور له ، مصنف بزرگوار ، ضاعف اللَّه قدره ، اين وجه جمع را تصحيح كردند و فرمودند كه عقل اول همان وجود منبسط است به اعتبار جمع و همين عقل مجراى سريان نور هستى است على سبيل الأشرف فالأشرف و وجود سارى در مظاهر مقام تفصيل عقل اول است . اگر تعينات را اعتبارى دانستيم ، در اين صورت وجود به صرافت خود باقى است . هذا ما ذكره الإمام المحقق على ما هو ببالى . چون از آن مرحوم سؤال شد مراد ابن عربى در باب متابعت قطب كه گفته است : « أوّل من بايعه العقل الأول » چيست . فرمودند فيض مقدس اولين جلوهء حقيقت محمديه در مرتبهء فعل است .
مقدمة الآشتياني 135
نام کتاب : مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية نویسنده : السيد الخميني جلد : 0 صفحه : 135