نام کتاب : مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية نویسنده : السيد الخميني جلد : 0 صفحه : 133
فتح باب وجود به اسم كلى « الرحمن » محول است . اين اسم مفتاح مفاتيح غيب است . اسم « الرحمن » به « ذاتى » و « اسمائى » و « افعالى » تقسيم شده است . دو اسم اخير نسبت به « رحمان ذاتى » از جملهء مرحومين به شمار مىروند . چنان كه اشاره شد ، ذكر نماز الهى اين جمله مباركه است : سبّوح قدّوس ، ربّ الملائكة و الرّوح ، سبقت رحمتى غضبى . رسول الله ، عليه آلاف التحية و الثناء ، از جبريل سؤال كرد : أ لربك صلوة ؟ قال نعم . قال ، عليه السلام : ما ذكره تعالى ؟ قال سبّوح قدّوس . . . اگر گوش نيوشا باشد ، اين ذكر مبارك را از زبان كافهء موجودات مىشنود : « شَهِدَ الله أَنَّه ُ لا إِله َ إِلَّا هُوَ . » و اين كريمه دلالت دارد كه حق دايما به وحدانيت خود شهادت مىدهد و اين نداى ملكوتى و طنين آن غلغله در ملك و ملكوت در انداخته و آن چه او تكلم مىنمايد « صدا » ، و از ديگران « صدا » ست . خلاصهء مراد در مجعوليت « وجود منبسط » آن شد كه نخستين فيض حق بايد جامع كليهء كمالات و فعلياتى باشد كه در حقايق وجوديه و نسبت خلقيه ظهور مىنمايد . و اين فيض سارى در جميع درارى و ذرارى وجود است . و اين حقيقت اطلاقيه متصل است به مقام الجمع و الوجود . حضرت مصنف امام ، نوّر الله سرّه ، « فيض مقدس » را نفس « امر » و عين ظهور حق مىدانند ، نه مفاض و جهت سوائيت و غيريت لازمهء عليت و معلوليت را از آن نفى كردهاند . از اين فيض به أوّل كلمة شقّت أسماع الممكنات تعبير نمودهاند و نيز آن را به مدلول كريمهء مباركهء « وَما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ » و « إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناه ُ أَنْ نَقُولَ لَه ُ كُنْ فَيَكُونُ » نفس كلمهء « كن » وجوديه دانسته كه عين ربط و نفس فناء در وجه وجود حق است و جهات تمايز لازم حديث ظاهريت و مظهريت در آن نمىباشد . و اولين حقيقتى كه از ناحيهء كلمهء « كن » وجود متعين شد ، عقل اول و نور اوّل و قلم اعلى است كه از سنخ نور است . تتميم از آن جا كه حقايق كونيه از سريان و ظهور و تجلى حق لباس هستى بر تن
مقدمة الآشتياني 133
نام کتاب : مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية نویسنده : السيد الخميني جلد : 0 صفحه : 133